|
يادداشتهای يک خوری
|
||
|
...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم |
آیا ما در زندگی باید مورد انتقاد قرار گیریم؟یا نیازی نیست از ما انتقاد کنند چون ما به هر حال راه خود را می یابیم؟
آیا نیاز است از دیگران انتقاد کنیم یا اصلاْ رفتار آنها به ما ربطی ندارد؟
به نظر شما اصول انتقاد کردن و انتقاد پذیر بودن چیست؟ چرا بعضی ها به راحتی انتقاد ها را می پذیرند و بعضی ها از بازخواست شدن ناراحت می شوند؟
------ انتقاد :
یکی از مهمترین ویژگی هایی که هر فرد وانسانی و از همه مهمتر کسی که ادعای مسلمانی دارد باید نسبت به جامعه و اطرافیان خویش داشته باشد این است که نسبت به آنها بی تفاوت نباشد.
واگر عیب و نقصی از آنها مشاهده نمود آنها را در جهت اصلاح آن نقصان ارشاد و راهنمایی کند و یا آنها را به خاطر انجام کاری مورد بازخواست قرار دهد واگر در این راه پیشنهاد چاره سازی که بتواند دردی از اجتماع را مرهم باشد به ذهنش خطور نمود با سنجیدن جوانب کار ایده و تفکر خویش را به طرف مقابل یا مسئولان مربوطه ارائه دهد و با صفای دل منتظر پاسخ باشد.
- هر انسان منتقدی که واقعاً قصدش اصلاح جامعه و طرف مقابل است باید به این نکته توجه کند که اولاً باید نظر خود را بدون غرض و خصومت شخصی بیان کند و ثانیاً با بیانی منطقی و دلیلی واضح گفته ی خویش را به دیگران انتقال دهد تا بتوان مشکلات جامعه خویش را به مرور زمان حل و فصل کرد.
------ انتقاد پذیری :
اصولاً فردی که مورد انتقاد و بازخواست قرار می گیرد باید ویژگی هایی داشته باشد که بتواند با تعقل ، نظر طرف مقابل را بپذیرد ، بر روی آن بحث کند ، و پاسخ دهد. و حتی اگر کم کاری و ضعفی داشته باشد جرأت این را داشته باشد که از جامعه معذرت خواهی نماید ودر صدد رفع آن بر آید ، واین ویژگی ممکن نیست مگر با داشتن ظرفیت بالا و شرح صدر ، همان چیزی که پیامبر موسی (ع) برای روبرو شدن با انتقادها و سرزنش هایی که می دانست در کارش با آن مواجه خواهد شد از خداوند خواست: قال رب اشرح لی صدری و یسرلی امری(طه 21 و 22) پروردگارا سینه ام را گشاده گردان و کارم را برایم آسان کن.
یعنی از خدا خواست قدرت تحمل اورا زیاد کند و ظرفیت دل اورا برای تحمل آنچه بعداً در جریان عمل به یک مسئولیت سنگین با آن مواجه خواهد شد ، افزایش دهد.
- پس ما هم که می خواهیم کاری را متقبل شویم، بدانیم که حتماً در کارمان نقص هایی هست که مگر با تذکر متذکرین دلسوز نمی توانیم آنها را اصلاح کنیم.
- و دیگر ویژگی ای که باید یک فرد مسئول و انتقاد پذیرداشته باشد این است که سخنان طرف مقابل را خوب درک کند ، کمی با خودو وجدان خود کلنجار رود واگر پاسخی منطقی دارد ، ارائه دهد واگر واقعاً به این رسید که درکارش ضعف و کم کاری ، اگر چه غیر عمد، بوده است اگر شهامت این را ندارد که معذرت خواهی کند حتماً در صدد جبران آن بر آید.
به امید داشتن جامعه ای منتقد و انتقاد پذیر
منتظر شنیدن انتقادات سازنده شما هستیم.
به قول " گوته " شاعر بزرگ آلمانی :
برگها وقتی می ریزند که فکر می کنند طلا شده اند ...
نظرات دوستان در رابطه با موضوع" انتقاد و انتقاد پذیری" :
یونس:
فهرست بازبینی یک انتقاد سازنده و موثر:
1- رفتار مورد انتقاد را مشخص کنید.
2- انتقاد خود را تا حد امکان واضح و مشخص کنید.
3- اطمینان حاصل کنید رفتاری را که مورد انتقاد قرار می دهید قابل تغییر است.در غیر اینصورت از انتقاد صرفه نظر کنید.
4- از عبارت "نظر شخصی من این است " استفاده کنید و از تحمیل نظرات خود بپرهیزید.
...
...
...
و خیلی مهم انکه انتقاد را تا فرا رسیدن زمان و مکان مناسب به تعویق بیندازید زیرا انتقاد شتابزده ممکن است شما را به گفتن مطالبی سوق دهد که واقعا منظور شما نباشد و بدین ترتیب انتقاد شما شکل مخربی پیدا کند.
برای مطالعه بیشتر در این زمینه می توانید از کتابهای زیر بهره بگیرید:
1- عشق هرگز کافی نیست از بک آرون تی (ترجمه مهدی قرچه داغی)
2- هیچکس کامل نیست از وایزیتگر .هندری(ترجمه پریچهر معتمد گرجی)
ناشناس:
تو شهر خور اکثر جوونا از روی غرور !! بیش از حدشون حاضر نیستن انتقاد رو بپذیرن...
-----------------------------------------------------------------------------
روش های موثر انتقاد سازنده:
انتقاد پذیری و انتقاد کردن موثر دارای اهمیت زیادی برای موفقیت سازمانی است.
اموری چون ارزشیابی عملکرد، مشارکت در تیمهای کاری،
خدمات رسانی به مشتریان،کنترل کیفیت و اداره تضاد،
بستگی به بکارگیری مطلوب انتقاد پذیری و انتقاد کردن دارد و کار پیچیده ای است.
------------------------------------------------------
اسماعيل :
بحثی در مورد انتقاد و انتقاد پذيري:
1. آيا واقعاً نيازي به انتقاد کردن است؟
2. انتقاد چه اهميتي ميتواند داشته باشد؟
اين مسئله را فقط و فقط از يک جنبه مي خواهيم در شهر مان " خور" بررسي کنيم...
يک سوال مهم ؛ چرا در شهرمان اينقدر عمل غيبت کردن به راحتي انجام مي شود.
وارد هر خانه ، مغازه و مسجد!! و... که ميشويد اين احتمال قوي وجود خواهد داشت که از فلان شخص و فلان کارش صحبت (ويا شرعي تر) غيبت ميشود.
در واقع ميخواهم اين را بگويم که غيبت مان به نوعي همان انتقادمان از يکديگر است، و البته جالب اينکه همه ميدانيم عمل غيبت کردن در اسلام معادل چه کار قبيح و پليدي است...
---------
و اما انتقادپذيري مان:
زمانيکه که شما از کسي و يا کارش انتقاد ميکنيد در پاسخ چه چيزهايي را ميشنويد؟
شايد بگويند تقصير من نبود ، من اين کار را نکردم ، اصلاً اين کار زماني صورت گرفته که من نبوده ام و...
پس به اين ترتيب تکليف انتقاد پذيريمان نيز مشخص ميشود.
چه بايد کرد؟
بياييم و به نقش سازنده انتقاد صحيح و بجا اعتقاد داشته باشيم .لااقل يک دفعه به جاي غيبت کردن ، موضوع را خودمان بطور مستقيم و رو در رو با او در ميان بگذاريم و عکس العمل را ببينيم.
حداقل نتيجه اش اين خواهد بود که گناهي به حسابمان نوشته نميشود و در ثاني شايد شخص واقعاً دليل خاصي براي انجام کارش داشته باشد ، و اين دليل بتواند ما را قانع کند ...
---------
و اما انتقاد پذيري:
اگر زماني کسي انتقادي را بر ما وکارمان وارد ساخت ، بهتر از يک دندگي ، سماجت و ديگران را مقصر قلمداد کردن اين است که حرف طرف مقابل را فهميد ، در صورتيکه اشتباه و کوتاهي از خودمان بوده ، آن را با صراحت قبول کرده و از طرف مقابل تشکر کنيم چون او قصدش اين بوده که ما کارمان را به نحو احسن انجام دهيم.
----------------------------------------------------------------
اسماعیل:
انسانها در طول تاريخ اشتباه و خطا کرده اند در حال و آينده هم همينطور خواهد بود ، اصلاً قرار نيست که انسانها اصلاً اشتباه نکنند و اين ادعا را داشته باشند که آنها اصلاً اشتباه نميکنند . پس مطمئن باشيد با پذيرفتن اشتباهاتمان خود را کوچک نکرده ايم ،
با توجه به موارد ذکر شده بهتر آن است که دست از اين محافظه کاريها و غيبت ها برداريم ، کمي جرأت و جسارت به خرج دهيم، انتقاد صحيح ، بدون غرض ، مهربانانه را جايگزين و نتيجه ي معرکه آن را شاهد باشيم.
انتقاد؛ == سازندگي،ايجاد همدلي و مهرباني، وحدت و يکي شدن ، داشتن ثواب اخروي
غيبت؛ == مخرب بودن، ايجاد کينه و کينه ورزي، پا گرفتن حسادت ، مرتکب شدن گناه
دوست دارم جواب دو سوالي که در اول گفتار مطرح کردم با در نظر گرفتن موارد ذکر شده پاسخ دهيد و در واقع قضاوت قطعي را بر عهده خود شما ميگذارم ، به ياد داشته باشيم اين تنها و فقط يک جنبه بررسي قضيه بود...
به اميد آن روزي که شاهد خوردن گوشتهاي مرده برادرمان نباشيم و به جاي آن انتقاد صحيح و انتقاد پذيري را سر لوحه کار و روابط اجتماعي مان قرار دهيم...انشالله
--------------------------------------------------------------------
مهندس شاه حسینی (شهردار سابق خور):
(از بخش مصاحبه با شهردار)
انتقاد پذیری لازمه تکامل و پیشرفت هر شخص و هر جامعه ای است و ضرورت آن بر هیچکس پوشیده نیست و تا انتقاد نباشد اصلاحات معنایی ندارد.
----------------------------------------------------------
ابراهیم افتخار:
(از بخش مصاحبه با نخبگان1):
- انتقاد و انتقاد پذیری دو مشخصه مهم یک جامعه روشنفکر و متعالی است.
اگر روحیه انتقاد،انتقاد پذیری و احترام به عقاید مخالف در جامعه رواج یابد ، اولین ثمره ی آن اصلاح بسیاری از امور و پیشرفت جامعه خواهد بود .
مطمئناً افرادی که در جامعه پُست و منصب مهمتر و بالاتری دارند، انتقاد نسبت به آنها نیز بیشتر خواهد بود. لازم است این افراد روحیه انتقاد پذیری بالاتری داشته باشند.
- در این راستا نکته بسیار مهم آن است که انتقاد می بایست منطقی، سازنده ، بجا و نتیجه بخش برای کل مردم جامعه باشد. متأسفانه بسیاری از انتقادهایی که نسبت به مسائل و مشکلات شهر مطرح می گردد صرفاً با در نظر گرفتن سود شخصی است نه سود کل مردم جامعه خور .
-------------------------------------------------------------
حبیب الله عباسی:
(از بخش مصاحبه با نخبگان 2)
نکته ابتدایی که بایستی مورد توجه قرار داد این است که نفس "انتقاد" مثبت بوده و در جهت اصلاح امور و بهبود و رفع مشکلات می باشد.
- بدین مفهوم که فرد "منتقد" فردی دلسوز است که هدف نهایی او بهبود اوضاع می باشدو با یک فرد "مغرض" که هدف او تخریب و سنگ اندازی در کارها می باشد کاملاً متفاوت است .
- با توجه به این نکته فرد باید به انتقاد به دید مثبت نگریسته و از آن استقبال کند و با توجه به انتقادات مطرح شده سعی در بهبود وضعیت موجود داشته باشد.
- اعتقاد بنده بر این است که اگر فردی واقعاً شهر خود را دوست دارد باید انتقاد کند(به معنی واقعی خود) و مسئولان نیز انتقاد پذیر باشند .
- ذکر این نکته نیز ضروری است که شیوه انتقاد کردن بسیار مهم است ونباید به نحوی صورت گیرد که با وجود نیت خیر ، منجر به تخریب شخصیت ها و پیچیده تر شدن وضعیت گردد که خود این مسأله جای بحث دارد.
--------------------------------------------------------------------
..... :
شاید ریز شدن در موضوع انتقاد و انتقاد پذیری کار صحیحی نباشد چون ممکن است باعث رنجش خاطر عزیزانی شود که هرگز هدف من نیست.
ولی یک موضوعی را دلسوزانه عرض می کنم ، اون هم اینکه بعضی از دوستان و عزیزانی که از مدارس علوم دین فارغ التحصیل می شوند،متآسفانه به خاطر تقدسی که در پاره ای از اوقات در جامعه نسبت به آنها قائل می شوند ، کمی از پذیرفتن انتقاد و تغییر رفتار شان تفره می روند،
و به قولی کارهایشان را «توجیه» می کنند،
به همین خاطر خیلی از جوانان از اینکه پیشنهادات و انتقادات خود را به آنها ارائه دهند بیم دارند که مبادا ناراحت شوند و این موضوع باعث به وجود آمدن کدورت در بین دوستان شود.به دلیل همین عدم انتقاد پذیری ای که در بین بعضی از تحصیل کرده های حوزه علوم دین رسم شده ، صمیمیت و حضور در اجتماع ِ بسیاری از آنها نیز کمتر شده است،گواهم هم این است که بیشتر آنها را در مراسم خاصی مثل دعوت های رسمی و عزاداری ها و مساجد می بینیم... شاید این کار خیلی با رفتارهای پیامبر اسلام(که خودشان برایمان تعریف می کنند) همخوانی نداشته باشد.
---------------------------------------------------------
..... :
دیگر اینکه بعضی از عزیزان فکر می کنند باید در تمامی امور زندگی مردم و بحث های موجود با وجود اینکه شاید در آن زمینه اطلاعاتشان ناقص باشد نظر بدهند، این کار یک ضعف بزرگ است که سبب می شود در میان مردم نظرات آنها کم اهمیت تر شود، شاید یک وقتهایی سکوت و تحقیق بیشتر ، مناسب ترین راه باشد،مثلاً برخوردهای شخصی با رسم ورسومات عادی مردم مثل نوروز، رفتن به خانه بازماندگان اموات جهت تسلیت، خواندن اوراد بعد از نماز و...که اظهار نظر در مورد آنها به شناخت بیشتر شرایط جامعه، اولویت ها ، و شرایط زمانه نیز بستگی دارد...
---------------------------------------------------------
..... :
آخرین موضوع هم اینکه در بعضی مواقع متأسفانه بروز مشکلات و اختلاف نظر های بین عزیزان در میان مردم سبب می شود مردم احساس کنند، آنها که داعیه پیوندهای ناگسستنی و برادری و مساوات را دارند، هنوز نتوانسته اند در میان جمع کوچک خودشان این مشکلات را حل نمایند ، پس چگونه می توانند به نصیحت مردم بپردازند.
چون ناصح باید تمام تلاشش را بکند تا خود الگویی باشد برای حرفهایی که میزند(سخنش تا حد امکان همان رفتارش باشد)البته یک نکته را هم اضافه کنم خیلی از این مسائلی که بیان کردم مختص علما و تحصیل کرده های حوزه علوم دین نیست و بلکه در مورد خیلی های دیگر نیز صدق میکند.انشالله که روزی حل بشه.
---------------------------------------------------------
احمد رضایی (فرزند محمد رضا):
- متکلم را تا کسی عیب بگیرد سخنش صلاح پذیرد.
- خود را فدا کنیم بهتر است تا دیگران را نابود سازیم(ماهاتما گاندی)
|
|