...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم
حتماً برایتان اتفاق افتاده که به خاطر مشکلی یکبار هم که شده با دوستی قهر کنید و بالاخره یک جوری با اون آشتی کنید ... این بار می خواهیم با یک دوست خیلی خیلی خوب آشتی کنیم ،دوستی که به جرم خوب بودنش همه با اون قهر کرده ایم ، نه تنها من و شما ، بلکه تمام مردم ایران ...!! حتماً متوجه شده اید منظورم چیست؟ بله منظورم همون دوست محجور و منزوی ای است که همیشه داره از تنهایی و خاک خوردن در کنج کتابخانه ها و کتابفروشی های خلوت می ناله ... آری واژه غریب « کتاب » را می گویم ...!! دوستی که آمار و ارقام و رفتار همۀ ما نشان داده که در حق خوبی ها و لطف هایش تنها کاری که کرده ایم ، کم لطفی و به قول خودمان بی معرفتی بوده است ... آمار و ارقام رسمی می گوید ما ایرانی ها متوسط مطالعه روزانه مان حداکثر 2 دقیقه است ... اصلاً خودتان یک مقایسه ای کنید بین تیراژ کتابهای قدیمی تر و کتابهایی که امروزه داره چاپ میشه ... نوشته تیراژ 2 یا 3 هزار جلد ... این یعنی چه ...؟؟ چرا هنوز کتابهای دهۀ 1370 و اوایل 1380 در کتابفروشی ها وجود دارند، اون هم با همون تیراژ 2 یا 3 هزار نسخه ...!! یعنی این هفتاد میلیون ایرونی دارند چیکار می کنند...!! این یعنی فاجعه ... فاجعه ای که خیلی خطرناک تر از تمامی تهدیدها و تحریم هاست ... چون ما هر چه باشیم تاریخ ثابت کرده در مقابل همه چیز قدرت تحمل را داریم ... بجز آن بی سوادی ای که خودمان با دست خودمان برای خود رقم بزنیم ... کاری که در طول تاریخ زیاد از اون سوء استفاده شده : حتماً شنیده اید که استراتژِی بسیاری از شاهان بی لیاقت برای حکومت بر این مردم ، بی سواد کردنشان بود...نه خودشان رشد می کردند و نه می گذاشتند مردم بیچاره !! باسواد شوند ... نتیجه اش چه می شد...؟ ما در طول کمتر از یک قرن بیش از 20 قرن افت فرهنگی و اجتماعی می کردیم ...!! خب از اینها بگذریم ... چون بجز مایه عبرت بودن نتیجه ای برای ما نخواهد داشت ... فکر کنم سخن گفتن در مورد سودمند و حیاتی بودن کتاب دیگه کافی باشه ... ما از کلاس دوم دبستان با شعر " کتاب خوب " از خوبی های این دوستمون شنیده ایم تا همین الان ... دیگه همه می دونیم که کسی که کتاب نمی خونه حتماً و قطعاً بی سواد و بی معرفت خواهد شد... حتی اگر مدرکی فراتر از دکترا در زمینه تخصصی خودش داشته باشه ... و مطمئن باشیم که اگه با خواندن انواع و اقسام کتابهای درسی و غیر درسی خودمان را مجهز نکنیم هر که و هر کجا که باشیم در جامعه آینده هضم خواهیم شد... به امتحان کردنش نمی ارزه وگرنه می گفتم امتحانش کنید ... راستی این کتاب چیست؟ آیا فقط همین چهارتا برگ کاغذ، کتاب است ؟ فکر کنم کتاب معنی خیلی وسیع تری داشته باشه ... شاید اینها بخشی از معانی اون باشه : علم،تجربه،کتاب درسی و غیر درسی،مقاله،روزنامه،مجله،سخنرانی،فیلم و هر چه که بتوان به عنوان یک دوست روی آن حساب باز کرد و خلاصه هر چیز و هرکسی که یک نفعی به آدم برسونه ... طوری که به قول آقای دکتر بوسکالیا (نویسنده کتاب معروف " زندگی، عشق و دیگر هیچ") «شب قبل از خواب حتماً یک چیز جدید یاد گرفته باشیم...» وگرنه که امروزمون شده همون دیروز و البته کمی بدتر از اون...!! مگه نه... ؟ تا اینجا هر چی گفتیم ناله و گلایه بود ... و نالیدن هم که به تنهایی به هیچ دردی نمی خوره ... پس باید یه فکری کرد که چه کار کنیم ما هم با سواد بشیم ...از دنیا عقب نمونیم... بتونیم روی پای خودمون وایسیم ...موقع بحث و مناظره کم نیاوریم ... خدای ناکرده فردا یه جایی به جرم کم سوادی ، آدم حسابمان نکنند ...!! حالا بریم سر اصل مطلب یعنی مسائل و مشکلات کتاب و کتاب خوانی در شهر خور : برای اینکه بدونیم ما الان در چه وضعیتی هستیم به شما پیشنهاد می کنم مسائل زیر را کمی دقیقتر بخوانید: - یکبار هم که شده بروید ویدئو کلوپ های حاتم طائی و هزار و یک شب ، از اونها سوال کنید مردم چه جور فیلم هایی را بیشتر می برند ... حتماً تعجب خواهید که چرا فیلم های جشنواره ای و برنده جایزه های جهانی کمتر بیننده دارد و اکثراً فیلم های بازاری را می بینند ...!! - چرا ما در خور فقط یک روزنامه فروشی داریم؟!! ،تازه شما یک سر به نوشت افزار و روزنامه فروشی بوعلی بزنید... تنوع روزنامه ها و مجلات را ببینید... !! و بعد از آقای قطباء بپرسید که شما در روز چند تا روزنامه و مجله می آورید که این همه روی ویترین مونده...؟!! - حتماً خاطرتون هست همین چند سال قبل کتابفروشی نشر اسلام را که توسط آقای یوسف زاده راه اندازی شد ، انواع و اقسام کتاب ها با چه عظمتی در مقابل ما خود نمایی می کرد، فقط یکبار از آقای یوسف زاده بپرسید که چرا اون را تعطیل کردید...؟!! - تا حالا بارها بعد از نماز جمعه و در مدارس و مصلاهای خور نمایشگاه کتاب برگزار شده ، اما بروید از مسئولان آنها بپرسید که استقبال مردم در خرید کتابها و نوع خرید آنها چگونه بوده است ...؟!! - همه ساله نمایشگاه بین المللی کتاب تهران برگزار می شود، اما تا حالا کدام مدرسه یا مکتب خانۀ ما برای این کار بچه ها را جمع کرده و برده تهران ، آن هم برای دیدن بهترین دوست ... اصلاً همین شیراز با این همه کتابفروشی...یا همین کتابفروشی های مکتب الاسلامی و مکتب الزهرا و رسالت و... در لار ، در دو قدمی خودمان... - ولی سوال کنید چند بار آنها را به اردوهای تفریحی - مذهبی برده اند ، اون هم به هر شهری که می خواهند بدون هیچ بهانه ای در محدودیت خانواده ها و دخترها ... کاش در کنار بردن بچه ها به تفریح یک سر به کتابفروشی ها و نمایشگاه ها هم می زدند... - راستش دوره و زمونه ای که محل فعلی مخابرات خور ، کتابخانه بود را ما نبودیم و یادمون نیست... ولی بیاییم وضعیت کتابخانه عمومی مان را بررسی کنیم ،حتماً یادتان هست حدود سالهای 77 -76 که کتابخانه عمومی با پیگیری های آقای حاج عبدالکریم صادقی در حمام تاریخی خور افتتاح شد... می دونید آمار تعداد اعضای کتابخانه تا مدتها چندنفر بود؛ 32 نفر دختر و 3 پسر ...!! برایتان عجیب است مگه نه ... ولی خب بعد از اینکه مکان آن تغییر کرد در کمتر از یک سال این آمار به بیش از 750 نفر عضو رسید ... فقط با یک تبلیغ صاف و ساده ...پس ما خوری ها با کوچکترین تبلیغ یک حرکتهایی می کنیم... اما وجود مشکلاتی چون : کمبود کتاب، نبودن نور کافی، سر و صدای فرآوان و مکان نامناسب کتابخانه و از همه مهمتر رفتارهای ما که آمدیم و فقط ، کمبودها را گفتیم و همش از ضعف صحبت کردیم و هم خودمان نرفتیم و هم دیگران را از رفتن به اونجا منع کردیم ، وضعیت را تا به جایی پیش برد که ساعات کار کتابخانه اوایل شد یک روز در میان و بعد «عملاً» به خاطر عدم استقبال آقایون !! شد فقط ویژه دختران ... و اینک هم که خودتات بروید و ببینید... کتابها را باز کنید و کارت آخر آنها را نگاهی بیندازید و تعداد دفعات استفاده شدن آن زبان بسته ها را توسط مردم خور بشمارید ... آیا این است علاقه ما به کتاب ... فقط این قدر مراجعه ... فقط اینقدر استفاده ...!! حالا هر چه که تا به امروز شده را بی خیال بشیم ... چون چیزی است که شده ... ولی کاش از امروز ؛ به جای بهانه تراشی به این هم فکر کنیم که هزارها هزار شهر و روستای دیگر حتی همین مقدار کتاب را هم ندارند تازه اینها بدون احتساب کتابهای "کتابخانه های مساجدمان" بود،که واقعاً کتابخانه های غنی و مفیدی هستند، پس در مورد کتابخانه ها از این به بعد به جای رفتارهای سابقمان ،کاری دیگه را امتحان کنیم ببینیم نتیجه اش چه می شود : موافقید... ؟ پس بیاییم ؛ - دیگه این همه از بی امکاناتی به گونه ای صحبت نکنیم که بقیه هم دلسرد شوند ونروند کتابخانه هامون - یکبار هم که شده با دست خویش کتابی را که خونده ایم به کتابخانه هامون(بخصوص کتابخانه عمومی) اهدا کنیم ، بویژه پشت کنکوری هایی که به امید خدا می روند دانشگاه و ممکن است کتابهایشان بی استفاده بماند. - با صحبت با پدرها و مادرها و خیراندیشانی که شاید کار فرهنگی را ثواب بدانند...!! شانس خودمان را امتحان کنیم، شاید کمک کردند... ، هم کتابخانه در حال احداث شهرداری تکمیل شد و شاید هم به تجهیز کتابخانه هایمان کمک کردند.... (البته نه فقط با یک دفعه گفتن، بلکه با سماجت و پشتکار) (جا داره از آقای حاج حسین انجام به خاطر این حرکت فرهنگی شان تشکر و قدردانی کنیم ...اجره عندلله) - این کاری که می خوام بگم دیگه سخت نیست ، تو را خدا این یکی را انجام بدین : از امروز به بعد برای رونق کتابخانه هایمان تبلیغ کنیم ، هم خودمان عضو کتابخانه بشیم و هم دوستهامون را ببریم عضوشون کنیم ... مطمئن باشید خیلی خیلی مفید خواهد بود. - بعد می ماند نقش شورا ،کمیته فرهنگی،مساجد ویا هم حرکتهای خود جوش حساب شده : حالا اگه دیدید شورا و کمیته و هیئت امنا و ائمه مساجد ،(که فکر می کنم رفتارها و شعارها همش نشان از انجام حرکت فرهنگی بود و آنها هم تلاش خودشان را خواهند کرد) نتونستن کاری بکنند، نمی خواد زیاد خودتان را ناراحت کنید، یکبار دیگه نامه بنویسید ، شاید فراموش کرده اند !! وظیفه ماست که یادآوری کنیم و از آنها بخواهیم... حالا اگه بالفرض محال نشد،فقط لطفاً ناامید نشوید... خودمان دست به کار می شویم ... هر کی به سهم خودش... فقط کمی پشتکار و توکل به خدا نیاز داره ... شاید چند تا از فعالیتهایی که می توانیم انجام بدهیم از این قرار باشد؛ (شما هم پیشنهاد کنید) - یکی اینکه دیگه وقتش رسیده عزیزان ما در شورا و کمیته و... در کنار جذب کمکهای مالی خیران شهر به فکر «بودجه دولتی» هم باشند ، فکر نکنم تا حالا بجز در قسمت فعالیتهای شهرداری در هیچ کدام از کارهای دیگر شهر ، تلاش و ممارست و پیگیری جدی برای اخذ بودجه های دولتی کرده باشیم ... چون وضعیت شهر داره نشون میده که همه چیز را خیران ساخته اند ...!! مطمئن باشید که اشکال از خود ماست وگرنه دولت برای تمامی بخش ها بودجه گذاشته است که این همت ما را می طلبد که برای جذب آنها تلاش کنیم ... حالا این تلاشها میتونه در خیلی از زمینه ها باشه مثلاً : در افزایش امکانات مدارس ، استادیوم ورزشی، مساجد ، کتابخانه عمومی ، مرمت آثار تاریخی ،فعالیتهای انجمن محیط زیست ، چاپ نشریات ،حرکتهای فرهنگی ،حمایت های مالی از دانش آموزان و دانشجویان، برگزاری همایشها و نمایشگاه ها و... - دیگه هم اینکه برای کارهای فرهنگی یک "بودجه اختصاصی" در نظر بگیریم ، منظورم این است که عمران و آبادانی و زیبا سازی شهر بدون "فرهنگ سازی" و افزایش سطح سواد مردم هیچ ارزشی نخواهد داشت، کمی بیشتر فکر کنید ... این حرف من نیست ، حرف تمامی دانشمندان و اندیشمندان بزرگ دنیاست ... - شورا یا شهرداری می تواند مثلاً در مجتمع تجاری - تفریحی پردیس، درآمد یکی از مغازه ها را فقط وفقط مختص فعالیتهای فرهنگی کند، مثلاً تأمین اعتبار چاپ نشریات ، امکانات کتابخانه ها و مکتب خانه ها و مدارس ، کتابخانه عمومی ، حمایت های مالی از دانش آموزان و دانشجویان ،برگزاری همایشها و نمایشگاه ها و... راه حل های دیگری هم حتماً وجود دارد ... از جمله ایجاد سرمایه گذاری جاری به جای دنباله روی روش سنتی دست درازی سالانه به برخی خیر نما ها ... - پس این از نظر تأمین بودجه های کلان ... حالا می ماند فرهنگ سازی : اول اینکه باور کنیم این هدف نیازمند "گذشت زمان" است ... پس در یک زمان بندی چند ساله(مثلاً 5 ساله)شروع کنیم به حرکت در جهت ترویج کتابخوانی در خور قطعاً نتیجه اش مثبت خواهد بود، و اما راهکارهای ترویج کتابخوانی بعد از حل کمبود امکانات کتابخانه ها و... که قبلاً اشاره شد: - "تشویق" مدارس و مکتب خانه ها به اینکه در سال(علاوه بر هفته کتاب)با حمایت های شورا و خیران واقعی، اقدام به برگزاری نمایشگاه کتاب آن هم با «تبلیغات مناسب» همراه با «جوایز و تخفیف» های جذاب کنند. - "جایزه گذاشتن" برای سنین مختلف (بچه های دبستانی،راهنمایی و دبیرستانی و بخصوص بزرگترها) برای «عضویت و تعداد رجوع به کتابخانه ها» ، (البته به شرطی که این اهدای جوایز دائمی و مستمر باشه... شبیه کارهایی که بانک ها دارند برای جذب مشتری می کنند) - برگزاری "مسابقات کتابخوانی" همراه با جوایز نفیس و جذاب از طرف مساجد ، مدارس ، مکتب خانه ها و کتابخانه ی عمومی بصورت «مستمر و حساب شده» . - در نظر گرفتن تسهیلات و جایزه های نفیس برای "دانش آموزان برتر" مدارس و مکتب خانه ها (مثلاً تمامی آنهایی که معدل بالای 18 داشته باشند)... عجب نتیجه ای خواهیم گرفت... امتحان کنیم . - برگزاری "اردوهای تفریحی – آموزشی" از طرف مدارس و مکتب خانه ها و کتابخانه ها و بردن بچه ها به نمایشگاه های کتاب در تهران،شیراز و یا حتی لار و...(انجام این کار از طرف کتابخانه ها ، اون هم مختص «اعضای کتابخانه»، نتایج بسیار جالبی خواهد داشت) - برگزاری مسابقات" مقاله نویسی" در زمینه های اجتماعی ، فرهنگی ، مذهبی و ورزشی شهر و یک جورهایی شرکت دادن مردم در امور شهر و پیدا کردن راه حل های مفید برای حل مشکلات از این طریق همراه با «جوایز نفیس»،(یکبار هم که شده از مسئولان مدارس خور آمار مقامهای کسب شده توسط دانش آموزان خوری در مسابقات مختلف مقاله نویسی در سطح شهرستان و استان را بپرسید ... شگفت زده خواهید شد) - پخش "بروشورها و پیامهای عامیانه" و بخصوص طنز آمیز جهت تشویق مردم به سمت کتاب و کتابخانه (خواهشاً در این مورد دیگه از زدن حرف های فلسفی و قلمبه سلمبه و کپی مقالات تکراری و حرف های آرمان گرایانه خودداری شود... کمی هم از هنر و خلاقیت جوانان و نوجوانان خودمان استفاده کنیم) - "حمایت از نویسندگی" در شهر ... می دانید چند نفر در خور در داستان نویسی و مقاله نویسی کتاب های آماده دارند که ارزش چاپ شدن دارد ...(تحقیق کنید به نتایج امیدوار کننده ای خواهید رسید ، به گونه ای که خوشبین ترین شما هم تصورش را نمی کردید) - برگزاری "جلسات توجیهی" در مورد اهمیت کتاب و کتابخانه در بین مردم و بخصوص پدر ها و مادرها (در این راه نقش عالمان دینی و مسئولان مدارس و مکتب خانه ها می تواند بسیار پر رنگ باشد) - شاید خالی از لطف نباشد شمه ای از سخنان شهید راه حق جناب سید قطب(رحمة الله علیه) را از کتاب "اسلام و دیگران" در مورد وظیفه مؤمنان ذکر کنیم : «اسلام با آن "بیکاری" که به نام عبادت و زهد باشد دشمن است ، زیرا وظیفۀ دینی صرف عبادت نیست ، برای عبادت وقت مخصوصی تعیین شده است ، خداوند در آیه 10سوره جمعه میفرماید:همینکه نماز تمام شد برروی زمین پراکنده شوید و پی روزی روید... وقت گذراندن در مجالس تلاوت قرآن و مجامع ذکر و دعا بدون داشتن حرفه ای که عامل زندگی قرار گیرد مطلبی است که اسلام آن را صحیح نمی داند . اسلام این روش معمول امروز را که هزاران نفر کارشان تنها اقامه نماز در مساجد یا خواندن دعا و اذکار در مجالس است قبول ندارد...» دو کلمه حرف حساب به عنوان ختم کلام : یکی اینکه دیده ایم بعضی ها هنگام نصیحت کردن در مورد کتاب ، فقط به نویسندگان اسلامی توجه دارند ، و حتی دیده شده که با دیدی تحقیرآمیز می گویند این مطلب را یک فرد مثلاً مسیحی نوشته ...!! خواستم بگم ... بیایید به هیچ وجه به این گونه حرف ها توجه نکنیم ... "حرف درست" را از هر کی شنیدیم بپذیریم ...همچنان که خداوند در قرآن (آیه 18 سوره زمَر) تأکید می کند : الذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه،اولئک هم اولو الاباب یعنی :کسانی که سخنان(مختلف)را می شنوند و از بهترین آنها پیروی می کنند، همانا ایشان خردمندان عالم اند. ------------------------------------------------ - بعد اینکه خواهشاً از این به بعد دیگه بهانه "کمبود کتاب" را دلیل عدم مطالعه کردن خویش قرار ندهیم، آنقدر سالانه در ایران به زبان فارسی در تمامی زمینه ها کتاب چاپ می شود و آنقدر کتابفروشی وجود دارد که بیان اینچنین بهانه هایی جای بسی شگفتی دارد...!! ----------------------------------------------- - گرانی کتاب ....!! یکی از بهانه های همیشگی و به قولی قدرتمند خیلی از ما ها برای فرار از مطالعه ... - راستی یکبار هم که شده با خود و وجدان مان کلنجار رویم که ما در هفته مثلاً چقدر صرف خرید غذا، نوشابه، تنقلات، ،پوشاک و... می کنیم ...؟ چرا معده ی ما به هضم غذای بدون نوشابه حساسیت دارد ولی مغز ما به مطالعه نکردن حساسیت نشان نمی دهد ... - یا در هر چند روز یکبار با خرید کارتهای اینترنت (مثلاً 10 ساعته 1500 تومان) حاضریم در خیلی از مواقع وقت و پول ارزشمند خویش را به راحتی تلف کنیم ...؟!! ولی حاضر نیستیم یک چهارم از همین وقت و هزینه را صرف کتاب و کتابخوانی کنیم . - حساب کنید خانواده ها چقدر راحت هزینه رفتن فرزندانشان به گیم نت ها و کافی نت ها را با کمال میل می پردازند ...آن هم هر شب با مبالغ قابل توجه ... ولی همینکه حرف از خرید کتاب پیش می آید جوری رفتار می کنند که انگار این چندرغاز پول خریدِ کتاب را دارند جلو چشمانشان آتیش می زنند...!! - تصور کنید اگر هزینه رفتن بچه ها به گیم نت ها و کافی نت ها را مثلاً هر سه شب یکبار ،به خرید کتاب اختصاص دهیم ... سر سال چه کتابخانه ی بزرگی خواهیم داشت... - راستی چند بار دوستانمان را به شام های دسته جمعی دعوت کرده ایم ... مگر چه می شود یکبار هم که شده کتابی را به دوستی هدیه دهیم ... - ما همه ی این کارها و خیلی از کارهای دیگر را حاضریم با دل و جان انجام دهیم ولی هرگاه نوبت به اصلی ترین دوستمان که همان کتاب است می رسد دیگر جیب هایمان خالی می شود ...!! 5000 تومان پول ناقابل از جان عزیزتر می شود ... و می ترسیم که مبادا با خرید کتاب،داریم پولمان را در راه نادرستی خرج می کنیم ...!! عجب تفسیری کرده ایم ما از شعر "کتاب خوب" سال دوم دبستان مان ... پس بهانه بی بهانه ... بیاییم " کتاب " را هم در جمع دوستانه مان مهمان کنیم ... بیاییم یکبار هم که شده به این سخن بزرگان اعتقاد بیاوریم که: کسی که امروزش مانند دیروزش بوده ... حتماً ضرر کرده است ... بیاییم عادت کنیم که شب را بدون مطالعه کردن نخوابیم ... حتی چند صفحه مختصر ... ---------------------------- شاید "نیم ساعت" مطالعه در روز ، شروع خوبی باشد برای تجدید میثاق با دوست خوبمان ... پس بسم الله... از همین امروز شروع می کنیم... نظرات دوستان در مورد موضوع " آشتی با یک دوست" (س): لازم شد اینجا یه پیشنهاد بدم ...در مورد ساعات کاری کتابخانه ی عمومی ویژه ی خواهران باید بگم که اگر میشه زمانش رو تغییر بدهند به ساعات بعد از ظهر تا همه بتونند استفاده کنند...هر چند که ما به خودشون هم پیشنهاد دادیم و جواب دادند بعد از مدرسه دانش آموزان می تونند بیان و از کتابخانه استفاده کنند ولی اگر فکرش رو بکنید ...دانش آموز وقتی از مدرسه میاد خسته و کوفته چه جوری میتونه مسیرش رو تغییر بده به سمت اونجا و محیط کتابخانه هم باید طوری باشه که اگر مثلا کسی خدای نا کرده در خانواده محیط آرامی برای مطالعه نداره از این محیط آرام برای مطالعه استفاده کنه و تو این زمان اندک قابل اجرا نیست در ضمن ساعات کاری کتابخانه هم تا ساعت 1 ظهر بیشتر نیست و دانش آموزان چه ساعتی تعطیل میشن؟؟؟؟؟ فکر کنم توضیح کافی باشه...راستی تازگی ها آمار کسانی که در مسابقات انشانویس و مقاله نویسی مقام آورده اند الحمدالله بالا رفته و این جای خوشحالی داره و امید به آینده ای روشن رو تازه میکنه... موفق باشید. اسماعيل: ک پیشنهاد داشتم:اگر در عروسی های خور کسانی که توانایی مالی دارند ، کتابی رابه مهمانان خود هدیه کنند کار بسیار جالبی خواهد بود این کار میتواند یکی از راههای رفتن به سوی فرهنگ سازی و افزایش سطح سواد مردم باشد... به امید داشتن جامعه ای کتابخوان و اهل مطالعه... ------------------------------------------------------------------------ یک خوری: اینبار میخوام یک خبر بد بهتون بدم :طبق شنیده ها کتابخانه عمومی نوبت آقایون دیگه عملاَ تعطیل شده... ------------------------------------------------------------------ چی بگم والا: دیدم صحبت از دوست و دوستی شد گفتم بیام اینجا هم بخونم و نظری بدم ... همش شدن دو رنگی و ریا که این مثل این می مونه که دوست شیطان هستیم نه دوست واقعی اگه مشکلی واستون پیش بیاد این دوست خودشو کنار می کشه و .. اما اگه تو شادی ها باشین ولتون نمی کنند دوست این زمونه ---------------------------------------------------------------------------------- آفتاب (مدیر وبلاگ کرمستج): یه کم خلاصه تر بنویسید خوبه ها... جدی میگم میشه خلاصه اما مفید نوشت...کلی طول کشید تا همشو خوندم ... اما بریم سر آشتی... ---------------------------------------------------------------------------------- شهرام: دوست خوب کرمستجی در مورد خلاصه بودن مطالب ...شاید حق با شما باشه... ---------------------------------------------------------------- یکی ازمسئولین نمایشگاه: راستش لازم شد اینجا مطلبی را یاد آور بشم آن هم در مورد حضور پسران در نمایشگاه: ------------------------------------------------------------------- عارف: اولین گام در ترویج فرهنگ کتابخوانی ایجاد "احساس نیاز " به مطالعه است. یعنی تا زمانی که فردی و در بعد وسیع تر جامعه ای به مطالعه به مثابه یک ضرورت ننگرد باعبارات زیبا نمی توان میل و رغبت آشکار به مطالعه ایجاد نمود ---------------------------------------------------------------------------- شهرام: چند نکته برای مطالعه کردن و عدم فراموشی مطالب: ------------------------------------------------------------- شهرام: - دیگه این که بسنجیم در حال حاضر در این سن خاص از زندگی ،کدام کتاب را بخوانیم بهتر است… شهرام: "مسئول محترم نمایشگاه" ما هم مثل شما امیدواریم در نمایشگاه های بعدی حضوری پررنگ تر از طرف مردم بخصوص پسرها را شاهد باشیم... البته به شرطی که قبل از برگزاری نمایشگاه ها در جهت برگزاری هرچه بهتر و استقبال هر چه بیشتر مردم از راههای مفیدی چون تبلیغات و توجیه نمودن و دادن آگاهی و ... به مخاطبان نیز استفاده کنیم. ---------------------------------------------------- ممنونم که جواب سوالام رو دادین ... از مسوول نمایشگاه هم ممنونم. ---------------------------------------------------------- محمود: با تشکر از دست اندرکاران نمایشگاه کتاب خور که حرکت مفیدشان به عنوان اولین اقدام فرهنگی در سال جدید قابل تحسین بود. ---------------------------------------------------------------------- محمود: یکی از مشکلات عمده درعدم استقبال ازمطالعه، «فراموشی» مطالب خوانده شده است .که باعث دلسردی وبهانه جویی بسیاری ازما ، برای فرار از مطالعه می باشد ...که گمان می کنیم بااین همه صرف وقت، باز هم نتیجه مساعد رانگرفته ایم. ابراهیم .ح: مطالب خیلی خوبی ولی تاسف باری رو عنوان کردید!!!این مشکل باید با تلاش مردم و کمک مسئولین حل بشه!! ----------------------------------------------------------- عارف: نگاه سلبی: برای رهایی از کدام مصایب و رذایل است که مطالعه ضروری است؟ مگر تا بحال که با کمبود مطالعه مواجه بوده ایم دچار چه رنج و خسرانی شده ایم. ----------------------------------------------------------- شهرام:
دوست خوبم آقا عارف،راستش در پست جدید می خوام در این مورد بیشتر حرف بزنم ...
آقا پسرها ...!!
دیگه خداییش واسه ما زشته .... یک فکری به حال این موضوع بکنید،حالا درسته بعضی ها میرن کتابخانه های لار و تعداد زیادی از جوانان و نوجوانان در خور نیستن...
ولی خب ، باز هم جای استقبال پسرها توی کتابخانه عمومی خالیه
متاسفانه دوستي حالا به قیافه و ظاهر است !! درسته این مبحث آشتی هست اما باید به نقطه های باطنی هم نگاه کنید نه ظاهر و دو رنگی بلکه از صمیم قلب
اگه ببینید دوستی ها شده به ظاهر هر کی ظاهرش قشنگه آدم های امروزی می خوان باهاش دوست بشن یا اگه پولداره باهاش دوست می شن
این چیزهای که در بالا گفتم برای دوست بد بود دوست خوب هم تو این زمونه پیدا میشه اما کم ...
دیروز هم یه نمایشگاه کوچیک کتاب بود در خور... من اونجا بودم ... راستش فقط خانومها حضور داشتند آخرش من متوجه نشدم آقایون هم حق خرید از اونجا را دارند یا نه؟وقت هم نشد بپرسم اما همش تو ذهنم بود که ببینم این برنامه ها فقط واسه خانوماس یا آقایون هم سهم دارن...
البته جالب بود نمایشگاه... کتاب کودک و تربیتی اینا در مهد قرآن.
کاش یه مقاله ای - نوشته ای خلاصه متنی بعد این مطلب قرار می دادین در رابطه با برنامه ریزی برای مطالعه در روز و یکی هم مطالعه مفید...
من به مطالعه علاقه دارم و معمولاَ در هر کتابی سرک می کشم اما معمولاَ یادم میره یک سری مطالب...
خوشحال میشم مقاله ی جدیدی د راین رابطه پیدا کنید تا استفاده ببریم...
حالا که پایه اش رو گذاشتین برای رسیدن به زمانی که ملت و کتاب دو یار صمیمی بشن هم راهنمایی کنید
ولی یک توضیح بدهم :اگه توجه بفرمایید مطالب در مورد کتاب زیاد نیست...
پیشنهادها در مورد فرهنگ سازی و راههای تشویق به مطالعه کمی زیاد شده
تازه فکر کرده بودیم اینقدر پیشنهاد ...خیلی کم هستش... و منتظر پیشنهادات بیشتری از دوستان و بازدیدکنندگان بودیم ...به این امید که شاید بعضی از اونها را بشه اجرا کرد
سعی میکنم از این به بعد کمی خلاصه وارتر بنویسم ...تا شرمنده شما و سایر دوستان نشویم...
در اولین فرصت چند روش مفید وتجربی برای مطالعه کردن که از کتابها و تجربه های شخصی و پیشنهادات دوستان ناشی میشه را سعی میکنم بنویسم(البته خلاصه وار)
در مورد عدم حضور پسرها هم حرفی واسه گفتن ندارم
حضور همه برای دیدن از نمایشگاه آزاد بود حتی پسران اما تعجب میکنم فقط عده ی کمی از پسران بازدید کردند راستش باید باور کنیم که در اکثر جاها ورود آقایان آزاد بوده اما خود پسرها استقبال نکردند شاید هم دلیلش حضور دختران بوده...به هر حال اینبار که گذشت اما سعی کنید در نمایشگاه های بعدی انشاالله حضور پررنگ تری داشته باشید
راههای مختلفی برای ایجاد این حس وجود دارد از جمله تحصیلات عالیه و یا نشست و برخاست با افراد اهل فضل. و نیز نشان دادن فجایعی است که در اثر کمبود مطالعه در زمینه های مختلف خانوادگی, فرهنگی و یا حتی سیاسی برای ما ممکن است پیش آید
البته ایجاد شوق اولیه برای مطالعه و لو مطالعه تفننی نیز می تواند کارگر بیفتد. از همین منظر است که بسیاری از صاحبنظران از چاپ و نشر داستانها و رمان های عامه پسند که عمدتا ارزش محتوایی پایینی نیز دارند استقبال می کنند چرا که به هرحال میتوانند مردم را به کتاب خواندن عادت دهند. اما در مرحله بعد باید از شوق ایجاد شده در جهت هدفمند نمودن مطالعه استفاده نمود که در اینجا باز مساله " احساس نیاز" به مطالعه خود نمایی می کند.
انشالله در فرصتی مناسب در باره این موضوعات با دوستان بحث را ادامه می دهیم
(بنا به پیشنهاد دوست خوب کرمستجی مان)
**--- اولین اصل برای مطالعه ، آماده کردن شرایط برای مطالعه می باشد که از جمله این شرایط میتوان به موارد زیر اشاره نمود:
--- رفتن به مکانی که کمترین سر وصدا را داشته باشد…
--- قرار گیری در حالتی که احساس جدیت داشته باشیم
(مثلاً مطالعه در حالت خوابیده یا ایستاده بسیار تفاوت دارد با حالت نشسته)
در واقع چه خوب است که برای خود و مطالعه خود ارزش قائل شویم…
--- استفاده از مداد یا خودکار برای«یادداشت برداری» یا «خط کشیدن زیر جملات» مهم و زیبای کتابی که داریم مطالعه میکنیم.
(این کار حداقل نتیجه اش این است که از احساس خستگی و خواب آلودگی هنگام مطالعه که اکثر ما به آن دچار میشیم تا حدود زیادی جلوگیری می کند)
--- بعد اینکه تمرین کنیم که در کدام ساعت از شبانه روز هنگام مطالعه راحت تر هستیم و کمتر احساس خستگی میکنیم یعنی ببینیم در چه موقعی کتاب خواندن بیشترین لذت را دارد.
--- اصل دوم در مطالعه کردن انتخاب نوع کتاب برای مطالعه است، اگر میخواهیم مطالعه درسی داشته باشیم بدانیم چه موقع از شبانه روز کدام کتاب را بخوانیم
مثلاً مطالعه کتابهای غیر تخصصی بلافاصله بعد از نهار یا شام حتماً نقش لالایی برای خواب را ایفا میکند،
یا مثلاً خواندن کتابهای فلسفی و علمی - تخصصی هنگام خستگی و بی حوصلگی باز هم بازده خوبی ندارند و تکرار این حالات و خواندن کتابهایی که نیاز به تفکر بیشتر دارند در این جور مواقع شاید آدم را از مطالعه بیزار کند.
(به قولی لقمه ای اندازه دهان خود برداریم)
البته این مسئله به این معنا نیست که در انتخاب موضوع و کتاب ، سن و سال مطرح می باشد، بلکه به این معنا است که ما برای درک بعضی از مسائل به مطالعه پیش زمینه هایی در آن مورد نیاز مندیم ،که بدون مطالعه ی آنها درک موضوعات تخصصی تر برایمان سخت می شود…
- یکی از مهمترین اصول مطالعه این است که به یکباره آنقدر وقت خود را برای کتابی خاص اختصاص ندهیم(مثلاً اینکه بخواهیم یک کتاب 200 صفحه ای را در دو سه روز تمام کنیم) بلکه بهتر است مطالعاتمان را به "تدریج ، آهسته و پیوسته" ادامه دهیم...
تا هم عادت کنیم و هم خسته نشویم.
--- «تنوع موضوعات مورد مطالعه»
یعنی مطالعات خود را به موضوع یا زمینه ای خاص"محدود" نکنیم ،بلکه در همه ی مسائل مطالعه داشته باشیم
(علمی،روانپزشکی،دینی،سیاسی، اجتماعی، رمان، عاشقانه، زندگی نامه ، تاریخی ، فلسفه،مدیریتی ، ورزشی و...)
گرچه بسته به نیازمان باید در بعضی موضوعات وقت بیشتری صرف کنیم.
--- « آشنایی با طرز تفکر نویسندگان گوناگون» ،
با ملیت های مختلف، ادیان،مذاهب و احزاب مختلف، سلیقه ها و طرز تفکر مختلف، (حداقل نتیجه این مورد این است که براحتی تحت تأثیر افکار دیگران قرار نمی گیریم، بلکه به گونه ای رشد می کنیم که خود نیز می توانیم با مطالعه افکار دیگران، با تحلیل موضوعات شخصاً در مورد آنها تصمیم بگیریم و حتی نظر بدهیم...
-------------------------------------------------------
از قدیم گفتن ماهی رو هر وقت از آب بگیری تازه است... به نظر من بهتره از جوونای امروز - نوجوونا و بچه ها شروع بشه... از بزرگتر ها که گذشت...با کمی خلاقیت میشه طور دیگه ای اوقات فراغت رو گذروند.
بزرگترای ما چون بیکار بودن با رسم و رسومات مختلف از قبیل: عروسی های طولانی- مراسم تولد های طولانی- مراسمات جور واجور خودشون رو سرگرم می کردن. بهتره امروز وقتمون صرف امور بیهوده نشه...
هر فردی در جامعه باید از خودش شروع کنه...
من وقتم خیلی کمه اما خب همون مطالعه ی کم رو انجام می دم چون معتقدم بهتر از هیچی هستش برام.
با کمی تغییر میشه یه جور درست تر زندگی کرد.
باید برای اوقات فراغت مردم کار کرد...
راستی سالن مطالعه ی کتابخونه یاونجا چطوره؟
متاسفانه کتابخونه ی ما کوچیکه و سالن مطالعه نداره...
اینجا هم همینطوره... بیشتر دخترا به کتابخونه سر می زنن تا پسرا...
البته من از مسوول کتابخونه سوال کردم و می گفت اکثراَ کتابای داستان و رمان رو می برن تا علمی
دانش آموزان برای مطالعات تحقیقی و همچنین دانشجویان بنابر ضرورت از کتاب علمی استفاده میکنند
با نظر عارف موافقم: احساس نیاز به مطالعه
یک پییشنهاد به دوستان برگزار کننده نمایشگاه :
خواهشاَ در دفعات بعد کاملاَ مشخص فرمایید که علاوه بر خواهران برادران نیز می توانند در نمایشگاه شرکت کنند.چون این دفعه کمی مبهم بود...!!
و خواهش دیگر اینکه در نمایشگاه های بعدی از برادران نیز به عنوان مسئولان برگزار کننده استفاده کنید...
یکی از علل فراموشی وبی انگیزگی در مطالعه (علاوه بر مطالب اشاره شده در بالا) نادیده گرفتن مساله بسیار مهم "مرورکردن" بعد از مطالعه اولیه است که از عوامل بسیار مهم یادگیری کامل مطالب می باشد.بعضی از روشهای مرور کردن می تواند موارد زیر باشد:
1.خلاصه نویسی یا یادداشت برداری هر صفحه یافصل(چکیده مطالب)
2. خط کشیدن زیر مطالب مهم جهت مرور سریعتر
3.جمع بندی مطالب مطالعه شده درپایان هرفصل وسپس مرور آنها پس از سه روز یاحداکثر یک هفته پس ازمطالعه اولیه (البته مرور ، در مدت زمان بسیار کم و با سرعتی بیشتر از هنگام مطالعه انجام می گیرد)
4.بحث و تبادل نظر با دوستان و آشنایان درموردمطالب مطالعه شده برای فهم و درک بیشتر و حک شدن در ذهن
///--- گرچه در تصور بسیاری از ما مرورکردن ، به ظاهر بسیار وقت گیر وکم اهمیت می باشد ولی با بهره گیری از آن می توان در دراز مدت در وقت وانرژی صرف جویی فوق العاده ای کرد .
یکی از کارهایی که میشه کرد : برگزاری نمایشگاه های کتاب بصورت هدفمند هستش
نه نمایش یک سری کتاب های زرد و عامه پسند که توسط ناشرها برای کسب درامد انجام میشه.
به امید شهر و شهرستانی بافرهنگ
امیدوارم که هریک از ما با توجه به سطح تجربیات خود به این سوالات جدی پاسخ دهیم. می خواستم جوابهای خود را بنویسم اما ترجیح دادم نخست نظر دوستان عزیز را جویا شوم
ولی خب اگه یک نگاهی به مطالب وبلاگ بندازید ، تمام مشکلاتی که نام برده ایم
را اگر ریشه یابی کنیم اکثراً از کمبود مطالعه و سواد ، ناشی شده است....
عدم انتقاد پذیری بخصوص از جانب بعضی از مسئولان ، ازدواج های تحمیلی و مشکلات ازدواج هامون و رسم رسومات عجیب غریب بعضی از خانواده ها ، همین مد گرایی ها و به هر سازی رقصیدن ها ، نابودی نشریاتمون، این همه فشار و تشویق !!به خاطر ترک تحصیل نوجوانان و جوانانمون ، این همه مشکلات و شکاف های بین نسل هامون و عدم درک یکدیگر،
و دهها مشکلات دیگر ...
منتظر شنیدن نظرات شما و بخصوص راه حل هایتان هستیم ...
-----------------------------------------------------------------------------------

