...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم
می خواهیم به بررسی یکی از موضوعات مهم و قابل بحثی که امروزه در بعضی از شهرها و روستاهای همسایه ، بخصوص در میان اچومی زبانها ، مطرح می باشد بپردازیم. البته فعلاً در شهر ما و بسیاری از شهر ها و روستاهای منطقه ، مردم در این مورد بسیارپایبند نشان داده اند ، و به هیچ وجه راضی نشده اند با دلایل نه چندان قدرتمندِ بعضی ها ، فرهنگ و هویت محلی خویش را زیر پا گذارند . یک سؤال: - نسل آینده در خانه ، روستاها و شهر های خودمان به کدام زبان سخن بگویند: فارسی یا اَچومی ؟ حتماً خبر دارید که بعضی از خانواده های اچومی زبان ، بچه هایشان را از کودکی ، فارسی زبان بار می آورند. آن هم به چند دلیل : یکی اینکه (به قول خودشان) این جوری کلاسش بیشتر است!! ودیگر اینکه در آینده بچه هایشان هنگام ورود به جامعه می توانند راحت تر و یا با مهارت بیشتر فارسی صحبت کند و این امر به پیشرفت و موفقیت آنها کمک بزرگی می کند!! ابتدا برای روشن شدن موضوع از دو مثال از همین واقعه چند وقت پیش کمک می گیریم : شاید شما هم مراسم امسال معرفی " چهره های ماندگار" که از شبکه دوم صدا و سیمای ایران پخش شد را مشاهده نمودید. حضور چهره های استثنایی و دانشمندان ایرانی در این مراسم بسیار جالب بود. چهره های جهانی و مشهوری که هرکدامشان در رشته تحصیلی خودشان بهترین های دنیا بودند. جناب پروفسور مجید سمیعی ( فوق تخصص مغز و اعصاب – و رئیس انجمن مغز و اعصاب دنیا – ساکن آلمان - متولد تهران) کسی که سالهاست در خارج از ایران به زبان های غیر فارسی صحبت کرده اند... اما چه زیبا و با اصالت به زبان مادری سخن راندند ، و هرگز از اعلام ایرانی بودن خودشان ابایی نداشتند. هستند کسانی که با چند سال زندگی در خارج از مرزها یا با کسب مدرک در زمینه ای خاص به راحتی تمامی هویت ، فرهنگ و زبان خود را به بهانه ترقی و پیشرفت فراموش می کنند. و هنگام سخنرانی به زبان فارسی ، با استفاده بیش از حد، از کلمات و لغات بیگانه بارها مورد انتقاد بزرگان و اندیشمندان و فرهنگ شناسان قرار گرفته اند . (البته واضح است که استفاده از کلمات غیر فارسی که متأسفانه در خیلی از موارد به خوبی معادل سازی نشده اند در جلسات و سخنرانی های تخصصی هیچ مانعی ندارد) یا جناب دکتر منصور نیکخواه بهرامی (دکترای مکانیک – اهل دهستانی دور افتاده – ساکن یک کلان شهر به نام تهران) هنگام سخنرانی چقدر راحت از زادگاهشان که دهستانی بی نام و نشان بود گفتند و چه راحت با همان لهجه محلی خودشان در میان جمع اندیشمندان سخنانشان را ایراد نمودند. و دهها مثال دیگر از فرهیختگان و نوابغ روستایی که هنوز به فرهنگ و هویت و رسوم صحیح خویش پایبندند. سوال اینجاست : که چه کسی می تواند این بزرگواران را بی کلاس و عقب مانده تلقی کند؟ کدام انسان عاقلی می تواند بر صراحت لهجه کسی ایراد بگیرد؟ مگر کسی می تواند به زبان ها و لهجه های مختلفی مثل : اصفهانی ، یزدی، گیلکی، بلوچی، کردی، آذری، لری، شیرازی، اهوازی، لاری، اچومی و ... ایراد بگیرد؟ چه کسی می تواند ادعا کند سخن گفتن به لهجه محلی مانع پیشرفت و ترقی است؟ و کدام انسان با شخصیتی حاضر است فرهنگ ، هویت و زادگاه خویش را به راحتی فراموش نماید؟ به نظر شما چرا در بیشتر دانشگاه ها و مراکز علمی دنیا رشته های زبان شناسی و بررسی زبانهای محلی برای جلوگیری از نابودی آنها به وجود آمده است؟ و دهها چرای دیگر... مگر چه می شود که نسل آینده ی ما به دو یا چند زبان سخن گویند؟ خوشبختانه آنقدر استفاده از زبان فارسی در مدارس ، فیلم ها ، صدا و سیما، کتاب ها ، سخنرانی ها ، شهرهای بزرگ و ... ، متداول شده ، که دیگر از بدیهات است که بچه ها می توانند بدون هیچ مشکلی به زبان فارسی صحبت نمایند. حتی بدون داشتن لهجه ؛ شاید در گذشته تسلط بر زبان فارسی نیازمند زمان و تجربه زندگی در شهر های فارسی زبان بود، ولی امروزه با وجود این همه امکانات و زمینه هایی که ذکر شد، دیگر این نیازمندیها نیز رفع شده است. تجربه نشان داده ، که برای فارسی صحبت کردن هیچ نیازی به فراموشی و بی اعتنایی به زبان محلی و فرهنگ خویش نداریم . و تمامی پیشرفت ها در زندگی به شعور ، تلاش، تفکر و پشتکار انسان وابسته است. امروزه آنقدر یادگیری و تسلط بر زبان فارسی آسان شده است ، که هرگاه بادو نفر زاده ی یک شهر هم کلام شوید ، به طوری که : - یکی بدون یادگیری زبان محلی خود ، فارسی صحبت می کند؛ - ودیگری با توانایی صحبت به زبان محلی ، به فارسی سخن می گوید ؛ هیچ تفاوت قابل توجه ای را احساس نمی کنید. اگر بخواهیم بهترین ها را در هر زمینه ای (کنکورهای سراسری ، ورزشی ، علمی ، فرهنگی و...) در هر جای دنیا مورد بررسی قرار دهیم ، می بینیم که بسیاری از آنها زاده شهرها ی کوچک ،روستا ها و دهات دور افتاده هستند، که تمامی موفقیت هایشان را با تلاش و همت و صبر به دست آورده اند ، و همگی هرگز حاضر نشده اند زبان و لهجه و هویت خویش را فراموش کنند. پس به راحتی می توان به این نکته پی برد که پیشرفت و بهترین شدن ، هیچ ربطی به فراموشی زبان و فرهنگ ها و رسومات «صحیح ِ» محلی ندارد . پس چه خوب است ما " اَچومی زبان ها " بدون هیچ نگرانی ، به همان زبان اصیل خودمان و زبانی که از محدود بازمانده های فارسی قدیم است ، با افتخار تمام سخن گوییم. و پیشرفت و ترقی را ؛ در تربیت صحیح ، تلاش ، فراهم کردن امکانات ، مدیریت ، حمایت مادی و معنوی ، و تشویق فرزندان به درس و علم بدانیم ، نه به جنبه های غیر ضروری مثل فراموشی و بی اعتنایی به فرهنگ و زبان و لهجه خویش. نظرشُمو چَی؟ وَزبون أچومی کَهت بِدَرَم يا نه؟ اَتَمَه ی شُنُفتَی نظريای شُمو اُدا ئم ... نظرات دوستان در رابطه با موضوع " خودمان را گم نکنیم " : سمیه: به نظر من هر دو بايد در كنار هم باشه زبان اچمي را هميشه بايد نگه داريم چون نشونه فرهنگ ماست، و زبان فارسي هم براي اينكه راحتتر با اجتماع رابطه برقرار كنيم همچنين نشانه ي مليت ماست. --------------------------------------------------- مهندس لارستانی: نگه داشتن زبان اچمی به عنوان عامل وحدت و نگه دارنده فرهنگ پدرانمان بسیار مهمه ------------------------------------- مدیر وبلاگ بندر جاسک: [توضیح]: دکتر سمیعی از مفاخر پزشکی ایران است که سالهای سال در کشور آلمان و در کلینیک بزرگش که توسط گرهارد شرودر صدر اعظم آلمان به او اهدا شده مشغول به مداوای مراجعینش است... --------------------------------------------------- ناشناس: به نظر من نمی شیه از این کار (منظورم از بین رفتن زبان اچمی است)جلو گیری کرد. --------------------------------------------------- یک دوست: ----------------------------------------- منصور: مهمترین چیز برای هر انسانی حفظ اصالت ،از جمله وطن و خاک مادری همشهریان و دوستان و...[است]و زبان مادری در راس این امر مهم قرار دارد که ارتباطی است با خاک و همشهریان، اما مهم این است که ما چوب عقب افتادگی و عدم پیشرفت خود را به چیزی دیگر نزنیم و دوا و مرحم را به درد بمالیم ما متاسفانه پیشرفت دیگران در چیزهای ظاهری دیده ایم؛ گفتیم فلانی شهر است یا فارسی زبان... درصورتی که دلیلش چیزی دیگری بود - پشتکار وهدفمندی بود- که آنها را در کارهای روزانه موفق کرده نه زبانشان، پس بجای چوب زدن به بیگناه به معالجه درد بپردازیم درد جایی دیگر است دندان سالم را نکشیم و بیرون نیندازیم. ---------------------------------------- شهرام: خدمت عزیز " ناشناس" مون عرض کنم : اینکه فرموده اید نمیشه از نابودی زبان اچومی جلوگیری نمود!! جای سوال دارد... به نظر من هرگز نمی توان اینجور استدلالی آورد که: با آمدن چیزهای جدید ، زبان نیز نابود می شود، چون اگر می خواست چنین اتفاقی بیفتد باید دهها سال قبل بیش از 90 درصد زبانهای دنیا از بین رفته بود... فکر کنم چنین نباشد ... ------------------------------------------- ناشناس: دوستان عزیز هنوز راهی برای مبارزه با از بین رفتن زبان اچمی نشده... امیدورام 50% دیگه هم عملی بشه ---------------------------------------------- شهرام: اینکه فرموده اید ما متاسفانه در راه حفظ زبانمان راهی نیافته ایم.تا حدود زیادی حق با شماست . و متاسفانه آنچنان که متذکر شده اید: بسیاری از تحصیلکردگان و کسانی که از آنها انتظار می رود در این راه کوششی مضاعف داشته باشند ، واقعاَ دارند کوتاهی می کنند. ----------------------------------------------------------- جناحی: شما یکی از علل فارسی صحبت کردن بعضی از خانواده ها را "مسلط شدن به زبان فارسی" عنوان نمودید. ----------------------------------------------------- محمود: زبان وگویش هر منطقه جزیی از فرهنگ آنجاست و مطمئنا به مرور زمان دچار تغییراتی خواهد شد حال دراین میان قشر فرهنگی وباسواد آن جامعه باید این تغییرات را در حد امکان کاهش دهند. ---------------------------------------------------- رفیعی: به نظر من ما اچمی زبانها باید در عین پایبندی به فرهنگ و رسوم خودمون و سعی وتلاش در ترویج آن , با فرهنگ و رسوم دیگر هم آشنایی پیدا کنیم . ولی ملاک اصلی ما باید گسترش فرهنگ منطقه باشه. ---------------------------------------------------- نعمان اسماعیلی: به نظر من خیلی از ماها تعریف درست فرهنگ رو نمی دونیم --------------------------------------------------------------- الهه: سلام به نظر من زبان اچمی زبانی فوق العاده بی خودیا است مگه ما مال عهد بوق هستیم دیگه زمان این حرفها به سر اومده -------------------------------------------------------------------------- شهرام: کاش یک بار دیگه حرف هایی که در این مطلب عرض شده بود را با دیدی وسیع تر و کمی منطقی تر مطالعه کنید... ---------------------------------------------------------------------------- یک خوری : گذر زمان و رفتار انسانهای امروزی نشان داه است که ، خواه ناخواه زبان ها در هم ادغام میشوند، و خیلی از زبان ها حتی فارسی تحت تأثیر زبان بین المللی انگلیسی قرار گرفته اند ... و یک فرضیه است که میگوید زبان های ملل مختلف جهان دارند به سمت یگانگی میروند ... البته بسیار کند ... که هم میتواند خوب باشد و هم بد ... ولی خب ما اچمی زبان ها ، حال که فرزندانمان به خاطر شرایط حاکم بر جامعه به راحتی میتوانند فارسی صحبت کنند ، دیگه نیازی نیست اینقدر خودمان را ناراحت کنیم که زبان اچمی را یک عامل مزاحم خطاب کنیم ... و چه خوب است که فرزندانمان به چند زبان به راحتی صحبت کنند ... شاید این روند ادغام و به تبع آن نابودی بعضی از لهجه ها و فرهنگ های خوب ، را بتوانیم بسیار کند تر از آنچه میخواهد روی دهد تبدیل کنیم ... -------------------------------------------------------------------------------------- مهندس شاه حسینی (شهردار سابق خور): (از بخش مصابه با شهردار) زبان محلی جزئی از اصالت و میراث فرهنگی ماست و فرزندان ما هستند که وارث فرهنگ و اصالت ما می باشند و باید از نسلی به نسل دیگر منتقل شود. ---------------------------------------------------------------------------------------- ابراهیم افتخار: (از بخش مصاحبه با نخبگان1): همانطور که می دانیم امروزه به دلیل "جهانی شدن " بسیاری از فرهنگها و آداب و رسوم ملل مختلف به سمت یکی شدن و یا شاید غربی شدن ، سوق می یابند و در این راستا حذف یا تغییر اساسی بسیاری از زبانها ، آداب و رسوم ملل اجتناب ناپذیر است وزبان اچومی نیز از این قائده مستثنی نبوده است. گویای این مدعا افزایش تعداد جوانان (بویژه در لار) است که صحبت کردن با زبان اچمی را بی کلاسی می پندارندو تمایل دارند به زبان فارسی رسمی صحبت کنند. - اما الحمدلله در شهر خور این مسئله کمتر نمود داشته است و مردم همچنان به گویش محلی خود علاقه مند هستند. البته در آینده و با افزایش جمعیت و توسعه هر چه بیشتر شهر خور بیم آن می رود که زبان اچمی در شهر ما نیز دستخوش تغییراتی گردد که خانواده ها و مسئولین شهر باید از هم اکنون به فکر این مسئله باشند و فرهنگ سازی لازم را به عمل آورند . یادمان باشد که زبان محلی بخشی مهمی از فرهنگ یک جامعه است که پدران و مادران موظفند آن را به فرزندان آموزش داده تا به نسلهای بعدی انتقال یابد. ----------------------------------------------------------------------------------- حبیب الله عباسی: (از بخش مصاحبه با نخبگان 2) نظر بنده این است که بایستی هویت و زبان محلی خود را حفظ کنیم ... حذف این زبان به معنی فرار از هویت خود می باشد . از طرفی دیگر یادگیری زبان فارسی از کودکی نیز به نظر بنده حقیر یک شرط است زیرا فردی که از کودکی با زبان رسمی کشور آشنا می شود در ارتباطات اجتماعی خود بسیار موفق تر خواهد بود . و باز هم تأکید می کنم به هیچ عنوان نبایستی " زبان اچمی " را به بوته فراموشی سپرد . ادامه دارد... -------------------------------------------------------------------------------------- مدیر وبلاگ " صحبت نو گراش " : صادق رحمانی –: امروزه به دلیل گسترش روابط اجتماعی و بین المللی از طریق اینترنت، جمعیت گسترده ای از جنوب غربی هایی که در سراسر جهان پراکنده اند و به زبان محلی خود سخن می گویند، هر کدام سایتی راه اندازی کرده اند و آرا و نظرات خود را در آن چاپ می کنند. به زبان محلی شعر می گویند، به زبان محلی ترانه می خوانند. چون این گویشواران حجم گسترده ای را شامل می شوند و هر کدام از شهرها نه در ریشه و ساختار زبانی، بلکه در لهجه با هم تفاوتی دارد، ضرورت اقتضا کرده است تا به این دایرۀ گستردۀ زبانی، نامی مشترک اطلاق شود. این نام که از سر ناچاری به «زبان اچمی» شهرت یافته است، در طبقه بندی های زبان شناسی قرار نمی گیرد، اما در فقر و فقد نامی علمی، آرام آرام جای خود را باز می کند تا جایی که استاد لطفعلی خنجی در مقدمۀ کتاب «دستور زبان خنجی» برای زبان اچمی، تعریفی – که حد و رسم علمی ندارد – عرضه می کند. ------------------------------------------------------------------------------------ ادامه مطلب: احتمال می رود چون کلمۀ «اچم» (از مصدر چده به معنای رفتن ) بین همه لهجه های مختلفی که گویشوران جنوب غربی ایران بدان تکلم می کنند، مشترک است، دلیل محکمی برای انتخاب نام «اچمی» شده باشد. هر چند این نامگذاری عوامانه – شما بگویید مردمی – پذیرفتنی است، اما پیشنهاد می شود، هر یک از شهرها و روستاها با نام شهر و روستای خود، گویش خود را معرفی کند، مثلاً گویش لاری، گویش بستکی، گویش خنجی، گویش فداغی، گویش خوری، گویش اوزی، گویش گراشی، گویش جویمی و گویش بنارویی و ... البته باید در نظر داشت که در ریشه و ساختار همه این ها به یک زبان مشترک ختم می شود و آن زبان همانا زبان پهلوی ساسانی است. گویش فیشوری بر اساس آن چه در کتاب زبان لارستانی ، به نقل از «نظام سلیمانی» آمده و گویش بخشی از مردم گراش اندکی متفاوت است. درباره گویش گراشی، مقاله ای از دکتر نظام الدین کامیاب را پس از این چاپ خواهیم کرد. دربارۀ زبانی که در جنوب غربی ایران از خنج گرفته تا میناب از دیروز تا امروز رواج داشته است. پژوهش هایی صورت انجام پذیرفته است. در کتاب های ارجمند زبان لارستانی، احمد اقتداری، (تهران، نشر همسایه، 1384) ؛ لار شهری به رنگ خاک، دکتر محمدباقر وثوقی (تهران: نشر کلمه، 1374) مقالاتی در شناخت این گونه از زبان آمده است. علاقه مندان می توانند در این تابستان گرم تیرماه کتاب ها را بیابند و مطالعه کنند. دکتر خواجه نظام الدین کامیاب در کتاب (انار و بادگیر، شعرهای محلی صادق رحمانی، ص 17) دربارۀ زبان رایج در گسترۀ جنوب غربی ایران اظهار داشته است: «این زبان ادامه تغییر یافته زبان پهلوی ساسانی است.» حتی همین زبان فارسی که امروز آن را می نویسیم و با آن گفت و گو می کنیم به قول دکتر حسین ابوالقاسمی استاد دانشگاه و زبان شناس، نوع صیقل یافتۀ زبان پهلوی ساسانی است. بنابراین آنچه امروزه در جنوب غربی ایران، یعنی لارستان و هرمزگان بدان تکلم می کنند، به دلیل داشتن هویتی تاریخی و عصبیت اجتماعی همچنان باقی مانده است. ناگفته پیدا است که این زبان نیز به دلیل نازایی زبانی و ورود کلمات نو، روزاروز در معرض تغییر و تطور است. هر چند همه ما از این که این شمع آرام آرام روبه خاموشی می رود و شاید تا نیمه شب های تاریک ما را همراهی نکند، نگرانیم ، اما با گفتن شعرهای محلی می توان زوال آن را به تعویق انداخت. آیا شاعرانی ظهور خواهند کرد که شعرهاشان زبان مردمشان شود؟ ------------------------------------------------------------------------------------------- یاشار : نردبـان این جـــهان ما و منـــیست عاقبت این نــــــردبان افتادنیـــــــــست استخوانش سخت تر خواهد شکست این است همان علت صد دستگی ما -------------------------------------------------------------------------------------- يك جناحي (يك اچمي!): البته بايد قبول كنيم كه ما خودموني ها در اجتماع منزوي هستيم ..... علت هاي زيادي را ميشود براي اين موضوع شمرد و شايد يكي از انها همين زبان باشد -------------------------------------------------------------------------------------- شهرام: دوست خوبمان " یک جناحی" راستش اینکه ما خودمونی ها در اجتماع منزوی هستیم را جای بحث دارد، اینکه در کدام اجتماع ما منزوی هستیم و چرا ؟؟ شهرام: نظر شخصی من این است که قاطی کردن مسائل در این زمینه یک نوع استحاله و باختن هویت است که شاید با زبان و لهجه شروع شود و به بقیه شئون زندگی راه یابد... اگر با لهجه و زبانمان اینقدر مشکل داریم که آن را مانع پیشرفتمان قرار داده ایم مطمئن باشیم از "کم ظرفیتی" و در پاره ای مواقع از "بی ظرفیتی" است نه چیزی دیگری... یاشار: سلام زبان نه اچمی بلکه هر زبانی به مرور زمان محکوم به فنا شدن یا دستخوش تغییر و تحول هست و نمیشود جلو ان را گرفت اگر غیر از این بود ما باید زبان رسمیمان زبان پهلوی و یا فارسی دری بود پس این یک موضوعیست که چاره ای برای ان نیست . --------------------------------------------------------------------------------- شهرام: یاشار عزیز با عرض پوزش با نظرتان موافق نیستم.... -------------------------------------------------------------------------------- ولی زبان عربی هم در حال حاضر ان زبانی نیست که در صدر اسلام صحبت میشده اونم عوض شده در حال حاضر بیش از 20 نوع زبان و لحجه عربی وجود داره که یکیش هم عربی قریشی یا قرانی که زمان رسول الله(ص)صحبت میشده نیست عربی:مغربی.تونسی,سودانی,سومالی,مصری,تانزانیایی,لیبییایی,خلیجی,عراقی,شامی و خیلی دیگه ممنون از اینکه مجال دادین -------------------------------------------------------------------------------
اگه اچومی کئت بدرش خیلی بئتره ولی زیرش ام وا فارسی بنویس!
هر روز یک چیز به وجود می آد و و یه چیزی از بین می ره...
اما این زبان مادری نمی دونم این هم باید بگیم که فارسی یاد گرفتن نیاز روزه
برای مثال :
اگه شما می خواهی بری خارج از شهر به زبان فارسی نیاز داری
شما برو به یه شخص بگو احوالُت خشه بهت می گه بله؟؟؟
گر چه انسان نباید زبان مادری خودش رو از بین ببره یا همون فراموش کنه...
درمورد موضوع بالا باید خدمتتان عرض کنم که به نظر من شما کمی یک طرفه قضاوت کردید و مثالهای شما مقایسه زبان فارسی با یک زبان بیگانه مثل انگلیسی یا آلمانی است درصورتی که زبان بقول شمااچمی با فارسی بیگانگی ندارد وبنظر من در اولویت قرار دادن زبان فارسی باعث از بین بردن زبان مادری ما نمی شود بلکه باعث تقویت ان نیز می شود .ودر صورتی که زبان فارسی اولویت اول ما باشد مشکلاتی که در سخنرانیهاوحتی دفاع از حقوق مردم که مسولین شهر پیش نمی اید(برای مثال سخنرانی اعضای شورای شهرمان را در جنگ استان فارس همه بخاطر دارند)
به نظر من زبان و فرهنگ صحیح معمولاَ جاودان هست ، حتی اگر روزی در انزوا قرار گیرد(که خدارا شکردر مورد زبان اچومی آنقدر دایره وسیعی از جنوب ایران و بعضی از شهرهای کشورهای حوزه خلیج فارس را در بر گرفته و آنقدر اصیل و ریشه دار است و آنقدر خواهان دارد ،که همه امیدواریم همیشه این پایداری حفظ شود)
با این فرمایش شما که فرموده اید فارسی یاد گرفتن نیاز روز است کاملاَ موافقم. ممنون از لطفتان
---------
خدمت " یک دوست" ارجمندمان عرض کنم:
در اینجا هدف ما قضاوت کردن یک طرفه در مورد زبان فارسی و بیگانه نیست ، بلکه آوردن دو مثال ساده (اولی برای فراموش نکردن زبان ملی در برون از مرزها، و دومی برای فراموش نکردن زبان محلی و بومی در داخل مرزها بوده است )- فقط مثالی برای تقریب ذهن آورده شده است نه قضاوت و ارزش گزاری برروی زبانها...
بعد در مورد اولویت قرار دادن زبانها: ------ هدف از اینکه در مقاله ، زبان اچومی به عنوان زبان اول مورد تاکید قرار گرفته است، همچنان که در تیتر مقاله آورده شده است این اولویت در خانه و شهر و روستاهای مناطق اچومی زبان است. نه غیر آن(چون هر منطقه جغرافیایی و هر شرایط زمانی، اولویت های خاص خودش را دارد)
در مورد مشکلاتی که فرمودید در آن مراسم پیش آمد، : اگر توجه کرده بودین مربوط به نسل گذشته می شد و در همان مراسم دیدیم که بچه ها و نوجوانان و جوانان ما (جدا از قضیه استرس)با همچین مشکلی مواجه نشدند.
و همچنان که فرموده اید: زبان فارسی هیچ بیگانگی با زبان اچومی ندارد و این نشان میدهد که نسل حال حاضر و آینده با حفظ زبان اچومی هم می توانند به خوبی فارسی صحبت کنند.
پس بیایید راهی بیندیشید تا زبانمان همیشه پا بر جا باشد.
ما می گیم که از زبان اچمی حمایت می کنیم در صورتی که حمایت ما 50%است و فقط به حرف، نه به عمل
یکی از رفقا که اهل لارستان بود می گفت :
یه روز آخوند مسجدشون همه رو جمع می کنه که حرفی رو که می زنن به زبان لاری بزنن تا زبان لاری از بین نره خلاصه تمام جلسه رو به حمایت از زبانشون پرداخت و گفت لاری حرف بزنید تا زبانمون از بین نره...
اما آخر جلسه به پسرش میگه "بیا بریم بابا"...
-----
یک توضیح: متاسفانه در شهر همسایه مان لار - بخصوص در شهر جدید ، این وضعیت (محجور ماندن زبان محلی)بسیار نمود پیدا کرده است.
-------
البته هنوز جای بسی امیدواری است،چون در بیشتر شهر ها و روستاهای ما، وفاداری به زبان اچومی، بسیار امیدوار کننده است.
------
شما میتوانید تلاشهای دوستان ، در حفظ فرهنگهای صحیح محلی را در وب سایتهایی که به آنها در همین وبلاگ لینک داده شده است ببینید.
(همچنین در نشریات محلی و کتابهای زیادی که در مورد فرهنگ و زبان منطقه نوشته شده است)(ویا شعرهایی که به زبان محلی سروده می شود)
------
امیدواریم با برگزاری همایشهاو جلسات،با حضور اندیشمندان و زبان شناسان ، ارزش و اهمیت زبان و هویت مان ، به مردم ، بخصوص بعضی از عزیزان تحصیلکرده ، تفهیم شود.
شاید خیلی ها با چنین تصوری بخوان فارسی زبان ماهری بشن و شاید یه کم کلاسشون بره بالا.
به نظر من این راهش نیست. چون در شهر ما(جناح) هم هستند کسانی که این روش را انتخاب کردند اما بجایی نرسیدند .و حتی بچه های بالاتر از20 سالشون هم فارسی را بهتر از ما صحبت نمی کنند چرا؟ چون پدر و مادرها دارند به بچه هاشون تعلیم می دن... اینها هم که آخر فارسی [بلد] نیستند کسانی هستند مثل ماها.
اگه واقعا می خواییم فارسی را آنچنان که است یاد بگیریم باید در بین کسانی زندگی کنیم که واقعا فارسی زبونند.
البته جای نگرانی نیست این فرصتها نصیب هر کسی خواهد شد. قطعا همه ی ما سربازی دانشگاه و تجارت را در شهرهای بزرگ ایران تجربه کردیم و یا خواهیم کرد. حالا هم هر کی دوست داره می تونه فارسی را آنچنان که هست یاد بگیره نه ناقص و با ترکیبی از زبان خودمونی.
چه خوب است در کنار زبان شیرین اچومی فارسی را هم قشنگ صحبت کنیم.
شاید بعضی ها تصور های غلطتی از فرهــــنگ دارن
شاید فکر می کنن با فرهنگ بودن یعنی مثلا
نوع پوشش باید حتما مد روز باشه
وقتی از خونه میان بیرون باید یه mp3 توی گوششون باشه
یا باید یه جای خیر بگن خور جای خین بگن خون
یا مثلا موهاشونو باید مدلای جور وا جورو عجیب بذارن یا شقیقه هاشون و ریششون
یا مثلا پیاده جایی نرن یا باد توی خودشون بندازن و بیشتر کارهایی که انجام بدی یا ندی بهش بگن (((بی کلاس)) یا (((با کلاس)))
با فرهنگ بودن تا با کلاس بودن دنیا تا آسمون فرق دران ما باید این تفاوتها رو بشناسیم و بگیم تا مردم دچار اشتباه نشن...
یا حداقل واسه حرف هاتون دلایلی قانع کننده می آوردید... تا ما هم با مطالعه آنها شاید در دیدگاهمان تجدید نظر کنیم ...
----
فقط چند مثال برای نقض این قسمت از صحبتتون (مگه ما مال عهد بوق هستیم دیگه زمان این حرفها به سر اومده )عرض میکنم اون هم فقط بر اساس نتیجه گیری از گفته های شما :
اگه قرار باشه ما هر چیزی که از قدیم اومده را قدیمی و عهد بوقی معرفی کنیم ، آنگاه بایستی:
اولاً تمامی کشورها ، سازمانهای میراث فرهنگی شان را تعطیل کنند.... یعنی با تیشه خویش به ریشه خویش زنند... چون بر اساس حرف شما مگه ما عهد بوقی هستیم که بخواهیم آثار قدیمی مان را نگهداری کنیم ...
-----
اگه بخواهیم با دید شما به هنر و فرهنگ نگاه کنیم :
پس تمامی هنرمندان و دانشمندان دنیا ، دارند بی جهت با نگاه به سبکهای هنری و فرهنگ گذشته ، کتاب می نویسند یا این مطالب را در دانشگاه ها و مدارس تدریس می کنند ، چون این ها از گذشته های دور اومدند(همان عهد بوق) !!
------
باز هم اگه بخواهیم بر اساس نوع فکر شما با مسائل برخورد کنیم:
تمامی دانشمندان و استادان دنیا که دارند ، در دانشکده های سرتاسر دنیا به شناسایی و تدریس رشته های زبان شناسی، گویش شناسی و لهجه شناسی می پردازند ، در واقع دارند وقتشان را بیهوده تلف می کنند...
آنها برای تمامی زبان ها و شاخه های فرآوان آنها ارزش قائل اند...
حال چه برسد به زبان اچومی که از ریشه دارترین و پایدارترین زبانهای ایرانی هاست (مانند زبانهای ترکی ، کردی ، لری ، بلوچی، گیلکی ، یزدی ، اصفهانی و ...) تازه بنا به تحقیق زبان شناسان و تاریخ نگاران : زبان ما از شاخه های زبان پهلوی است ...
-----
کاش کمی با دیدی مثبت به قضیه برخورد می کردید...
ابله است انکس که بالاتر نشست
××××××××××
ما جمله اسیران من و مایی خویشیم
××××××××××
نميدانم..مدتيست كه دارم به اين موضوع فكر ميكنم .....اما دلم نمي ايد لهجه ي زيبايمان را با هيچ چيز ديگر عوض كنم
من فكر ميكنم پيشرفت و شخصيت يك انسان به طرز تفكر او خلاصه ميشود و نه به لهجه!
به نظر می آید اگر انزوایی نیز باشد زیاد به زبانمان ربط نداشته باشد چون هنوز در کشور بسیاری از خودمونی هایی که در نهادهای دولتی و آکادمیک مشغول هستند و بعضاً به پست های مهمی نیز دست یافته اند از بابت زبان و لهجه مشکلی نداشته اند و ندارند، همچنان که در کشورمان بسیاری از سران مملکت و مسئولان بخشهای مختلف از اقوام و قشرهای مختلفی چون ترک و لر و ... هستند که زبان و لهجه ی آنها مانع پیشرفتشان نشده است است.
حتی خودمونی هایی که در امارات متحده عربی و سایر کشورهای حوزه خلیج فارس هستند و حتی جزء سران و بزرگان آنجا شده اند هنوز با گذشت این همه سال با زبان اچمی راحت هستند و زبانشان مانع پیشرفت آنها نشده است.
(البته رسیدن به پست های دولتی -در اینجا- برای توضیح بحث جزء پیشرفت محسوب شده... که شاید از نظر بعضی ها الزاماً اینچنین نباشد)
بنابراین باید علت انزوای بعضی ها را در جای دیگر جستجو کرد؛
فقط مطمئنم زبان و لهجه ی ما نمیتواند مانع پیشرفتمان شود، چرا که برای اینکه به زبانهایی چون فارسی و عربی و انگلیسی و ... صحبت کنیم هیچ نیازی نیست که زبان خود را نابود کنیم،فکر کنم ظرفیت ما باید خیلی بیشتر از اینها باشد که بتوانیم این مسائل را از هم تفکیک کنیم ....
---------------------------------------------------------------------------------
شاید بهتر باشد ظرفیت خود را برای ورود به اجتماع بالا ببریم و گرنه نه تنها با فراموشی زبان به جایی نمیرسیم بلکه با فراموشی شهر و دیار و زادگاه خود نیز به جایی نمی رسیم(همچنان که داریم می بینیم بعضی ها با چند سال زندگی در شهر های بزرگ و رفت و آمد با فارسی زبانان دیگر برایشان عار است که زاده ی جنوب و یا یک شهر اچمی زبان خطابشان کنند...!!)
----------------------------------------------------------------------------------
پس چرا زبان عربی هنوز باقی مانده(کاری به جنبه اعجاز آن ندارم)...
چرا هنوز خیلی از زبانهای بومی دنیا وجود داره
چرا هنوز ما داریم به زبان اچمی صحبت میکنیم...


