تبليغاتX
(*) (*) (*) اي باغ بزرگ نا اميدي کفر است ...... تو تجربه شکوفه دادن داري (*) (*) (*) يادداشتهای يک خوری - بی خیالی ممنوع
يادداشتهای يک خوری

...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم

 

قصد داریم با کمک شما به ذکر و بررسی چند مشکل و ضعف که هم اینک به آن دچار هستیم بپردازیم. راه حل هایی هم ارائه شده است . شاید یکی از ما توانستیم این مشکلات را همراه با راهکارهایی بهترجایی مطرح کنیم ، جایی مثل جلسات شورای شهر ، مجلس ریش سفیدان و بزرگان ، و یا با چند خیراندیش واقعی ، یا در جمع جوانان و آینده سازان " آینده خور"

ادامه مطلب را بخوانید ، مطمئن باشیم همه ما می توانید با راهکارهایی که به ذهنمان خطور می کند سر آغاز یک حرکت بزرگ باشیم.

    

 

ترک تحصیل

 

اینکه کسی بخواهد از اهمیت تحصیلات و درس خواندن و ادامه دادن آن چشم پوشی کند ،حتماً باید چشم عقلش را بشوید و بار دیگر به «زندگی» برگردد، بسیار عجیب است که چرا هنوز بعضی ها برای درس خواندن اهمیتی قائل نمی شوند !! چرا بعضی ها زندگی را فقط با یک بُعد نگاه می کنند ، آن هم بعد مادی...

شما یک سر به مدارس خور در دوران دبستان و راهنمایی بزنید ، از معلمان غیر بومی سوال بفرمایید که استعداد و علاقه دانش آموزان شما در درس خواندن چگونه است؟

حتماً جواب خواهند داد : این استعدادها می توانند آینده ای بزرگ داشته باشند، و با کمال صداقت و اطمینان به شما خواهند گفت که همه ی این نوباوگان توانایی ادامه تحصیلات عالیه را دارند.

اما سری به مدارس دبیرستان و هنرستان هم بزنید، شاید دبیران بهترین داور باشند ، اگر از آنها سوال کنید که نظر شما چیست؟ چه می گویند؟

جوابی تأسف بار که بارها شنیده ایم و بارها بی خیال از آن گذشته ایم،

بله آنها خواهند گفت بچه ها انگیزه درس خواندن ندارند و ما هم انگیزه ای برای درس دادن ِمناسب و شایستۀ این همه استعداد ؛

چون پسران را قول کار در خارج داده اند و معتقدند که مدرک دیپلم کافی است، و دختران را هم یا نمی گذارند درس بخوانند و یا هم باید روانه خانه بخت شوند!!

آخر کدام انسان ِ با منطقی راضی می شود که آینده جگر گوشه اش را فقط و فقط به کار و خانه داری محدود کند...؟!!

شما آمار دانشجویان شهر را در این وبلاگ نگاهی بیندازید، آیا واقعاً حق ماست که فقط این قدر دانشجو و فارغ التحصیل داشته باشیم؟ - نه – هرگز ...

همه ی ما مقصریم و مسئول.

این را مطمئن باشید که گناه بی خیالی بزرگتر است از گناهان دیگر .

اینکه بگویند فلان جوان به خاطر مسائل و مشکلات مالی ترک تحصیل کرده است، یا فلان دختر در فلان دانشگاه قبول شده است ولی خانواده اش مخالف درس خواندنش هستند،اینکه کسی نیست به داد یک عاشق درس و پیشرفت برسد ..... واقعاً که جای تأسف دارد ...

چرا ما نیاییم فکری برای این کار بکنیم؛

شما یک نگاه به دور و بر خود بیندازید ، ببینید سالانه چقدر پول بصورت غیر ضروری خرج خور می شود، اما چرا تا به حال کسی حاضر نشده است یک انجمن قوی و با پشتیبانی عالی ، " حمایت از دانشجویان" و کسانی  که به نحوی در ادامه تحصیل با مشکلات مالی مواجه اند راه اندازی کند؟!

چرا نیاییم با دعوت اندیشمندان و علما و کارشناسان با علم ، این کم اهمیتی تحصیل را برای جوانان و خانواده ها از بین ببیریم؟

نمی توان گفت در این باره کاری نشده ، چون بی انصافی است ، ولی باید بپذیریم که ما در این مورد هنوز هم کم کاری می کنیم.

هنوز هم دیر نشده است، ما می توانیم اگر بخواهیم. چون همین لیست دانشجویان و فارغ التحصیلان این امید را می دهد که تعدادی زیادی از خانواده ها و دانش آموزان دارند در مسیر پیشرفت علمی گام بر می دارند.باید فکری به حال بقیه هم کرد.باید به داد آنها هم رسید.

 

میراث گذشتگان

 

شما کجایی هستید؟ خوری

شهر شما کجا قرار داره؟ در شهرستان لارستان در استان فارس

چقدر جمعیت دارید؟ حدود 8- 9 هزار نفر

راستی قدمت شهر شما چقدره ؟ .....

جاهای دیدنی و آثار قدیمی هم دارید؟ .....

موزه و نمایشگاهی از آثار قدیمی که فرهنگ و گذشته شما را نمایش بدهد ، چطور؟ .....

 

بله پاسخ به سه سوال اول آسان است... ولی جواب به سه سوال آخر کمی سخت .

باید بگردی تا جواب را پیدا کنی(www.khourcity.tk ) شاید بخشی از جواب باشد.

اما اگر دیر بجنبیم این جواب دیگر ارزشی نخواهد داشت و ما می شویم شهری با حداکثر عمری معادل 200 سال !!! نه همان شهری که مطمئنیم بیش از هزار سال عمر دارد.

حتماً آثار تاریخی خور را می شناسید: {قلعه آسال(خواجه رضا) ، برج سفید(خواجه غلامرضا) ، بنای آسال ، چاه دِیلَو ، حمام تاریخی ، مسجد جامع قدیم ، بادگیرها ،کاروانسرای نیمه و سنخود، غارهای واق واقی و چلّه نشینی و کبوتردوو ، اشکت آسال، سنگ آب های قدیمی ، گاو چاه هایی که هنوز مانده اند، چاه های قدیمی ، سنگ قبرهای گبری ،آب انبارها ، خمره های مدفون در کوهها و خانه ها ، قریه تاریخی پدز و ده ها اثر گبری(بت سنگی ، سنگ آب ، خمره ، سکه ، و...) که بودند ولی اکنون نمی داینم کجایند}

ما بجز تعمیر و بازسازی حمام تاریخی و مسجد جامع قدیم ، و نگهداری از یکی از بادگیرها و چند آب انبار اقدام مفید و جالب توجه دیگری نکرده ایم.

متأسفانه در منطقه ما بیشتر آثار قدیمی یا نابود شده اند و یا در معرض تخریب قرار دارند و انگار فعلاً بودجه کافی برای نگهداری این همه اماکن و جاهای تاریخی وجود ندارد !!

پس ما فعلاً باید خود دست به کار شویم ، وگرنه دیر می شود.

بله -  شما به هر شهر و مکانی که می خواهید سر بزنید اولین چیزی که راهنمایان بازدید از شهر به شما می گویند ، تا شهرشان را معرفی نمایند همان آثار باستانی و اماکن گردشگری تعمیر شده و در حال نگهداری است.

شاید اولین کاری که بایستی صورت پذیرد این باشد که همه ی این اماکن را در میراث فرهنگی کشوری ثبت نماییم.

و بعد با تشکیل انجمنی مثلاً به نام " دوست داران میراث فرهنگی" زیر نظر شورای شهر و میراث فرهنگی و شهرداری - شروع کنیم به اختصاص و جمع آوری بودجه و تحقیق در باره این آثار؛

و از همه مهمتر معرفی و تفهیم ارزش این بناها به مردم.

و سپس کارهای بعدی؛

مثلاً حمام تاریخی را برای موزه ای از آثار تاریخی خور و ابزار و اثاثیه های قدیمی که دارند در خانه ها بی جهت پوسیده می شوند، قرار دهیم.(همان کاری که در قسمت روزگاری پیش ما هم روزگاری داشتیم1 ) در این وبلاگ در موردش توضیح داده شده است. و ما تجربه اش را داریم.

و یا مثلاً آسال را مکانی برای برگزاری نمایشگاه های دائمی عکس و نقاشی و آثار دستی مردم قرار دهیم.

با بقیه آثار هم کارهای زیادی می شود انجام داد که انشالله با همیاری همدیگر انجام دهیم.

 

این موردیعنی - حفظ آثار باستانی- خیلی حساس است ، اگر بی خیال شویم ، دیگر برای همیشه دیر می شود. و هیچ راهی برای برگشتن وجود ندارد. باید کاری کنیم دیر نشود.

 

 

ورزش خور

 

ارزش و اهمیت ورزش و حس رقابت در این حیطه و اهمیت جهانی موضوع ، دیگر برکسی پوشیده نیست ، پس به توضیح در مورد نقش ورزش و اهمیت آن در این بحث نمی پردازیم.

اما ورزش خورکه مشکلات فراوانی دارد ؛

شاید اولین مشکل ما محدود شدن ورزشمان به فوتبال باشد.

و ورزشهای دیگر مثل والیبال ، پینگ پنگ ، هندبال ، دو میدانی ، و... که دارای استعدادهای زیادی نیز در این زمینه ها هستیم - فصلی - شده اند. و گاهاً فراموش .

شاید یکی از راه حل های این مشکل این است که ما از مدارس خور شروع کنیم و انگیزه و آموزش این رشته ها را در آنجا پایه ریزی نماییم و سپس با همکاری شورای ورزشی شهر به حمایت از این رشته ها بپردازیم.

مشکل بعدی ما در ورزش تعصب های بیجا و نامناسب بین بچه ها و خردسالان است که متأسفانه خیلی از این تعصب ها از مربیان جوان آنها ناشی می شود.

شورای ورزشی و مربیان تربیتی مدارس و دبیران ورزش باید مربیان و بازیکنان ما را توجیه کنند که اصل اساسی در ورزش، دوستی و رقابت سالم است و باید به این خردسالان توضیح دهیم که تعصب بیجا تا به حال هیچ وقت پیشرفت و نتیجه ایده آل نداشته است.

برای این کار نیز ، حتماً باید فکری شود وگرنه ورزش ما دچار رکود و بی روحی می شود.

مشکل دیگر ما کمبود امکانات برای خواهران ورزش کارمان است. شاید بتوان سالن استادیوم خور را به این کار اختصاص داد ولی به هیچ وجه این سالن با این امکانات کم و این استاندارد عجیب !!! برای این کار کافی نیست. 

مثلاً تیم هندبال دبیرستان دخترانه خور در تمامی سالهایی که در مسابقات هندبال لارستان شرکت کرده است فقط دو مقام بجز قهرمانی(اون هم سومی) آورده است و در کلیه موارد با قدرت فوق العاده و وصف نشدنی قهرمان پیش بینی شده مسابقات بوده است. این استعدادها را دریابیم...

اما بزرگترین مشکل ورزش خور ؛

مشکل مالی .... مشکلی که ما توانایی حل آن را داریم.

شاید باز هم بی انصافی باشد که بخواهیم زحمات خیران و شورای ورزشی را در این 25 سال نادیده بگیریم . ولی قبول کنیم که ما هنوز فکری اساسی ، هدفمند و پایدار برای رفع مشکل مالی استادیوم و ورزش خور نکرده ایم .فکری اساسی تر از جمع آوری کمکهای سالانه و منت کشی بعضی ازخیر نماها،

فکری اساسی تر از سر کار رفتن با قول و قرارهای عجیب و غریب بعضی ها.... !!

 

 

کتابخانه عمومی شهر

 

نمی دانم شما هم به کتابخانه عمومی خور سر زده اید یا نه؟

تعداد کتابهای موجود را مشاهده نموده اید؟ چقدر کم است...

معمولاً نیازت برطرف نمی شود.

حالا بالفرض مثال می خواهی اونجا کتابی بخوانی :

صدای موتور ها و ماشین هایی سبک و سنگینی که از آنجا می گذرند مگر اجازه تمرکز به آدم می دهند ؟

 حالا بالفرض مثال، تمرکز هم کردی ، با کمبود نور آنجا چه می کنی؟ با ضعف سیستم تهویه و سرمایشی و گرمایشی آنجا چطور می سازی؟

خیلی عجیبه مگه نه؟

ما سالها پیش در خور کتابخانه داشتیم (محل فعلی مخابرات) بیشتر مساجد و مدارس ما تا حدودی کتاب دارند کتابخانه های شخصی ما به وسع خودش کفاف کار مارا می دهد،

ولی کتابخانه عمومی ِ  درست و حسابی نداریم.

فکر کنم شهرداری می خواهد در پارک پردیس آغاز گر تأسیس یک کتابخانه مجهز باشد ، گرچه یک کتابخانه برای خور خیلی کم است ولی جای بسی امیدواری است.

این همت همه مردم بخصوص دانش آموزان و دانشجویان را می طلبد که؛

 اولاً استقبال کنند(البته نه با وجود این همه مشکلات)

و ثانیاً مدارس و مساجد سعی کنند با تشویق بچه ها به کتاب و کتابخانه به رونق این کار کمک نمایند. و ثالثاً برای تأمین بودجه این کارها یک فکر اساسی کنیم.

که البته باز هم بگویم بی انصافی است اگر زحمات و تلاشهای دلسوزان در این امر را نادیده بگیریم. ولی باز هم کافی نیست.

 

 

پارک جنگلی فراموش شده

 

آیا خبر دارید خور پارک جنگلی دارد؟

آیا می دانید روزگاری به همت والای جناب حاج محمد صالح قطباء وتلاشهای آقای محمد نظری در آنجا وسایل و امکانات تفریحی هم بود؟

آیا می دانید وسعت پارک جنگلی خور چقدر زیاد است؟

آیا می دانید بر اثر بی آبی و عدم نگهداری مناسب ، دارد چه بر سر طبیعت سبز و درختان آنجا می آید؟

آیا می دانید دیگر-  ما انگار پارک جنگلی نداریم....؟

دیگه می گوییم چرا مردم در خور جایی برای تفریح ندارند،جا داریم ولی خودمان حاضر نیستیم به این مکانها ارزش دهیم.

شما تصور کنید اگر این پارک جنگلی آباد شود ، و به مکانی تفریحی – ورزشی – و مجهز تبدیل گردد، چقدر مردم می توانند استفاده نمایند.

شاید خیلی از این  بیماری های روحی و روانی که مخصوصاً بین زنها شایع است نیز با تفریح و به قولی هوا عوض کردن رفع شود . چون زنهای جنوبی معروفند به تحمل و سخت کوشی و خانه نشینی ...

چرا آنها نباید تفریح گاه مناسبی داشته باشند. آن هم در شهر خودشان.

همت مسئولان بخصوص شهرداری و شورای شهر و خیرین را می طلبد که این فراموش شده را بار دیگر به یاد بیاورند.

 

چند فکر اساسی

 

شنیدین که می گویند دنیا دارد روی پول می گردد ؟

شنیدین که می گویند یهودی ها با این جمعیت کم شان چقدر در دنیا قدرت دارند؟

شنیدین که می گویند فلان خیر سالانه این قدر پول صرف فرستادن مردم به حج می کند؟

شنیدین که می گویند فلان جا یک نفر هست که هزینه تمام دانشجویان شهرش را می دهد؟

شنیدین که می گویند در فلان کشور ورزششون چقدر دارد پیشرفت می کند؟

شنیدین که می گویند فلان شهر پر است از آثار باستانی با امکانات رفاهی؟

شنیدین که می گویند فلان خیر گفته هر کی کتاب بنویسه من تمامی هزینه هایش را میدهم؟

شنیدین که می گویند بیمارستان گراش همه چیزش مجانی است حتی عمل جراحی؟

شنیدین که می گویند فلان خیر امسال چند هزار جلد قرآن و کتاب مجانی بین مردم پخش کرد؟

شنیدین که میگویند ......

 

توی این وبلاگ در قسمت " من یا ما " و "شهر روستایی" و " غوغای جنوبی ها در شیراز" چند مطلب یادآوری شده که متأسفانه هنوز نتوانسته ایم حلش کنیم.

 

چند پیشنهاد:

شاید یکی ازاولین کارهایی که باید بعد از خالص نمودن نیتمان انجام دهیم ؛

این باشد که انجمن هایی مرکب از جوانان و ریش سفیدان دلسوز و انسانهای آگاه در این امر ( نه غیر متخصص ، حتی دلسوز) برای هر کدام از کارها تشکیل دهیم .

 تا ابتدا به بررسی مشکلات بپردازند ، و سپس به یاری و همفکری کارشناسان و صاحب نظران و همدلی مردمی ، اقدام به ارائه راه حل نمایند.

 

بعد با تشکیل جلسات توجیهی در مدارس ، مساجد ، و... برای خانواده ها و خیرین و جوانان  و خردسالان به معرفی و ارزش و اهمیت موضوع بپردازیم . در این میان بزرگترین نقش را علمای شهر و مسئولان و معلمان دارند.

راستی همیشه اینجوری است که در راه انجام این کار ها سنگ و سنگ انداز فرآوان است ، باید از روز اول که می خواهیم قدم در این راه بگذاریم ، به تمام جوانب کار فکر کنیم .

بخصوص این - مناعان للخیر -  کسانی که شاید تقصیری هم نداشته باشند ، چون فکر می کنند همه مثل خودشان هستند و همه مثل خودشان از دنیا فقط مادیاتش را می شناسند . کسانی که بارها دیده ایم با یک سخن نا صواب بسیاری از خیرین را از انجام کاری منع کرده اند. به قول معروف از کوزه همون برون تراود که در اوست. بیشتر از این هم ، از آن ها انتظار نمی رود.

پس اگر دیدیم نمی توانیم با اونها کنار بیاییم ، می سپاریمشان به خدا ، فریادرس همیشگی و یاور برحقمان .

                           خامان راه نرفته چه دانندذوق عشق....

 

یک پیشنهاد اساسی برای این مشکل پول:

 

اگر توجه کنیم در تمامی مواردی که در قسمت شنیدنی هاعرض شد و تمامی مواردی که شما شاهد پیشرفت کارها در زمینه ای خاص بوده اید.

یک راز نهفته است ؛

 

آن هم اینکه آنها از یک " سرمایه گذاری جاری " استفاده می کنند.

آن هم به این شکل که ابتدا با همدلی و همفکری ، شرکت ، کارخانه ، مغازه ، ساختمان ، خانه و... را به صورت شخصی یا گروهی ، به این نیت که بخشی یا همه ی سود حاصله آن را صرف کار عام المنفعه کنند ، به این کار اختصاص داده اند.

و بعد با گماشتن افراد لایق و صادق (با حقوق و دستمزد مناسب) به عنوان مجریان کارها شاهد پیشرفت هدفشان هستند .

به همین دلیل هر سال برای مخارج یک کار ، پول موجود است و نیازی به این همه منت کشی و التماس به بعضی ها نیست . تازه از نیت پاکشان ، هم در کارشان پیشرفت می کنند هم در معنویاتشان. ( این دیگه یک چیز ثابت شده است که نیازی به بحث ندارد.)

 

  

 

پس با توکل بر خدا شروع کنیم.

ابتدا نیتمان را پاک بگردانیم .

و بعد با ارائه راه کارها به شورای شهر ، شهرداری ، شورای ورزشی ، کمیته فرهنگی ، علما ،  معلمان ، پدر ها و مادرها ، ریش سفیدان و جوانان به سوی آبادانی و پیشرفت ، با همتی راسخ و صبری عظیم گام برداریم .

 

اگر بخواهیم می توانیم ،

چون خدا آن ملتی را سروری داد که تقدیرش به دست خویش بنوشت.

 

 

 

 

نظرات دوستان در رابطه با موضوع " بی خیالی ممنوع " :

 

 

یونس :

در رابطه با ترک تحصیل باید نخست انگیزه از درس خواندن را برای آنها تفهیم کرد و این را هم باید از خانواده ی دانش آموز شروع کرد و از مقاطع پایین تحصیلی.
در این مورد باید از اندک تحصیل کرده ها ی خور همه گله کرد که نتوانسته اند الگویی مناسب برای جوانان ما باشند و باتوجه به تحصیلاتشان چیزی در چنته ندارند که ارائه کنند.
مورد بعدی هم که در رابطه با ترک تحصیل است بحث کلی آن در کشور است که با دغدغه ها و مشکلات فراوان معیشتی و نیز اجحافاتی که نسبت به برخی از قومیت ها و مذاهب در استخدام و ... می شود فرد را از ادامه تحصیل که چه عرض کنم از زندگی کردن هم منصرف می کنند.

-------------------------------------------------------------------------------------------

دکتر سید احمد هاشمی:

برای مشکل تحصیل دانش آموزان عزیزمان باید عرض کنم که مشکل در مثلثی است که بنظربنده هر سه ضلع آن اشکال دارد:

1- ضلع اولیا که متآسفانه هنوز در عصری که نیاز تحصیل برای جامعه بشری بیداد می کند، هنوز اهمیت آن برای فرزندانشان محرز نشده است.

2- ضلع معلمان و مربیان که متآسفانه از آنجا که معلمان ما به نسبت99/99% غیر بومی اند، آنطور که باید و شاید برای فرزندان ما انگیزه تحصیلی ایجاد نمیکنند، البته آنها هم زْیاد مقصر نیستند چون با خود فکر می کنند که اولیا که وتر این مثلث هستند وقتی برای فرزندان خود دل نمی سوزانند، چرا آنها دل بسوزانند؟

3- ضلع دانش آموزان که بیچاره در بین این دو ضلع گرفتار شده اند، وحول وقوتی ندارند.
بنظر قاصر بنده راه حل در ارتباط بیشتر و همکاری تنگاتنگ بین اولیا و معلمین است که متآسفانه ما بخاطر بی تفاوتی والدین از آن محرومیم، بویژه کار کردن بر روی دیدگاههای اولیا در جهت نشان دادن اهمیت تحصیل، ونشان دادن الگوهای عملی وموفق از افراد تحصیلکرده به آنان.

----------------------------------------------------------------------------------------------

شهرام:

یونس جان ممنون.نظراتتان کاملاَ متین است.گلایه تان از فارغ التحصیلان خور هم تا حدودزیادی به جاست، انشالله با تشکیل انجمن دانشجویان شهر و جلسات توجیهی در مدارس دبیرستان و... با حضور تحصیلکردگان و راهنمایی های دوستانه همشهریان به همدیگر و ....بتوانیم این بی انگیزگی را ریشه کن کنیم.
نظرتان در مورد ترک تحصیل هم حرف بسیاری از مردم و جوانان و خانواده هاست..... اما مطلب مورد توجه اینکه ما فعلاَ تحصیلاتمان را با توکل بر خدا تا حد امکان ادامه دهیم. وهرگز این چنین دلایلی را برای ترک تحصیل کافی ندانیم.
آقای دکتر هاشمی ، سه راس (سه مشکل) موجود که فرموده اید ،متاسفانه هنوز موجود است. ما بر روی شما به عنوان یک دلسوز با سواد و مخاطب شناس حسابی ویژه باز کرده ایم.و بی صبرانه منتظر بازگشتتان به زادگاهمان هستیم.تا همگی دست در دست هم در راه خدمت و آبادی شهرمان با تمامی سختی هایش قدم برداریم.
----- یک توضیح : در مورد ضلع سوم (دانش آموزان) گرچه بین این دو ضلع گیر گرده اند ، اما باید به این حرف ایمان داشت که برای یک نوجوان و جوان هرگز ناتوانی و نا امیدی معنی ندارد.
اگر ما بخواهیم ، هر کاری که میخواهیم می توانیم به انجام رسانیم ، همچنانکه تاریخ گواه است که انسانهای بزرگ ، بیشترین سختی ها و محدودیتها را با همتی راستین پشت سر نهادند، و بزرگ و جاودانه شدند.

------------------------------------------------------------------------------------------

منصور:

یکی از اساسی ترین مسایل دیدگاه یک سرزمین و ملت است که چگونه دیدگاهی داشته باشند و به مسایل روزانه خود با چه نگاهی به آن نظر افکنند متاسفانه قبل از اینکه مشکلات مطرح در مورد شهرمان مطرح باشد دیدگاه مادی و مادیاتی است که بر بینش و نظرات مردم حاکم است ،مردمی که روابط خود با دیگران و حتی خودشان و فرزندان و همسرانش بر اساس مادیات است، دیگر به فکر درس ، مطالعه، پارک و ...

نمی افتد قبل از اینکه چوبش را بر سر مشکلات فراوان معیشتی و نیز اجحافاتی که نسبت به برخی از قومیت ها و مذاهب در استخدام و یا تفاوتی والدین از آن و یا دیگر مسایل بزنیم .
به نظر من باید نگاه مردم را به مسایل روزانه تغییر بدهیم نگاه مردم را به علم ثروت و مطالعه و پارک و... تغییر بدهیم.به مردم بیاموزیم که همه چیز ثروت نمی شود و ثروت خوشبختی نمی آورد بلکه ثروت ضرورت زندگی است اما همه چیز زندگی نیست.
این را به مردم یاد دهیم که فرزندانشان را بخاطر «امارات» و جمع آوری ثروت تلف نکنند.

-------------------------------------------------------------------------------------------

دکتر حبیب الله عباسی:

من مطلب " بی خیالی ممنوع" رو مطالعه کردم و یک سری نظر هر چند ناقص در مورد اون دارم و در اینجا صمیمانه از دوستان و فرهیختگان خوری خواهشمندم که با ارائه نظرات سازنده شان، راهکارهایی را ارائه کنند شاید راهگشا باشد.
1- مشکل عدم ادامه تحصیل و کم اهمیت بودن این مساله تا حدودی به مطالبی که شما عنوان فرموده اید مرتبط است و من با آن موافقم. ولی هیچ وقت این نکته را نباید از یاد برد که فردی که علمی را آموخته است بالاخره روزی به درد او خواهد خورد, یک مثال ساده در این مورد که به نظرم می رسد
شما فرض کنید که یک دختر خانم خوری که ادامه تحصیل داده و وارد محیط آکادمیک (دانشگاهی) شده با فردی که ادامه تحصیل نداده, در نظر بگیرید. بر فرض مثال هم که این فرد پس از فارغ التحصیلی بیکار باشد و از لحاظ مادی نتواند موفق باشد و مثل همان فرد تحصیل نکرده "خانه دار" شود, به نظر شما آیا فرزندی که مادر تحصیلکرده تربیت خواهد کرد با فردی که از ادامه تحصیل محروم مانده است از لحاظ دید اجتماعی یکسان خواهد بود. این مساله از آنجا حائز اهمیت است که افرادی که زیر نظر خانواده و مادران تحصیلکرده تربیت خواهند شد دید بازتری را نسبت دیگران خواهند داشت و مطمئن باشید که همین افراد در آینده بیشتر به فکر ادامه تحصیل خواهند بود و به مرور جامعه رو به پیشرفت خواهد گذاشت. هر چند دیر هنگام!!!!!!,
بنده به عنوان فرزند کوچکی از خور که عمر,زندگی و جوانی خود را در راه ادامه تحصیل و کسب علم گذاشته ام نه تنها از این کار خود به این دلیل که الگوی موفقی از تحصلکرده خوری نداریم!!!! پشیمان نیستم بلکه به این تصمیم و کار خود افتخار میکنم و از خانواده ام نیز ممنون و سپاسگذارم و توصیه ای که به مادران و پدران عزیز دارم این است که حتی اگر فرزندانتان نتوانند از لحاظ مادی با علم خود موفق باشند باز هم ادامه تحصیل دهند چون حتی اگر وارد کار غیر مرتبط با رشته خود هم شوند باز با توجه به علم و طرز برخوردی که آن را آموخته اند موفق تر خواهند بود.

---------------------------------------------------------------------------------------

سبک بال:

ان شااله خداوند توفیق حاصل فرماید روزی بتوانم با کمک شما دوستان عزیز و سرافراز حداقل کاری را برای شهر عزیزمان (خور سرافراز ) به انجام برسانیم.

------------------------------------------------------------------------------------------

دختر خوری:

منم میخوام نظراتی درباره فرهنگمون بگم؛
بیشتر حرف من [درمورد] مسائل ورزشی است ، که حتی برا یخودم هم پیش اومده ؛
میخواستم بپرسم چرا وقتی یک دختر خوری میخواد تو یک رشته ورزشی فعالیت کنه نمیتونه... ،

 حالا برا چی ؟؟؟آره به خاطر حرف مردم ...
میدونید چی میگن ؟؟؟ میگن توپ برا دختر نیست یا اگه یه دختر بخواد بی خیال این حرف بشه و با توپش دوست باشه تا پیشرفت کنه ، میگن این دختره سبکه و بی بندو باره و از این جور حرفها ، که همشون هم حرف مفته
یا اگه یه دختر بخواد در زمینه های کاراته وژیمناستیک و تکواندو و... فعالیت کنه و مطمئن هم هست که در این زمینه ها استعداد داره بازم به خاطر حرف مردم – باید-  از اون کاری که میخواد انجام بده صرف نظر کنه آخه چرا؟؟؟
بذارید یه چیزی هم بگم و اونم اینه که...
مشکل ما و فرهنگ ما خوریها با ساخت وبلاگ حل نمیشه.
باید یه فکر اساسی کرد .
آخه میدونید چرا ؟؟؟
چون وبلاگ مال جوونهاست و ما جوونها هم اینجور چیزا رو خوب میدونیم.
باید یه فکر اساسی کنیم که بتونیم فرهنگ همه مردم شهرمون رو تغییر بدیم...مگه نه؟؟؟

-------------------------------------------------------------------------------------

شهرام:

"سبک بال" ممنون از لطف تان ، امیدوارم به آرزویتان برسید. و همگی با هم دست در دست هم ، به دور از انحرافات فکری و افکارمنفی در رقابتی سالم و با دیدی مثبت به شهرمون خدمت کنیم.
----
خدمت خواهر گرامی خوری مان عرض کنم:
مشکلات و درد دلهایتان کاملاً به جاست و متأسفانه ما هنوز با این جور مسائل ساده درگیریم. اینکه یک دختر بخواهد در هر عرصه ای فعالیت کند حق اوست....
حقی که باید خود دختران همت کنند وآن را به دست آورند، خودشان به شخصیت وحقوق خودشان ارزش دهند.
و در مقابل هر گونه مسائل و ممانعت های عجیب و غریب حاکم بر بعضی از خانواده ها با -منطق و دلیل- و با رعایت اصل - احترام - ، مبارزه کنند.
ولی گلایه ای از شما دختران است ؛

آن هم اینکه هنوز حاضر نشده اید خودتان را آن جور که باید باور کنید...سوالی می پرسم :
شما تا به حال چند بار نامه های دسته جمعی به شورای ورزشی و شورای اسلامی نوشته اید ؟؟ چند بار مصرانه پیگیر این مسائل بوده اید؟؟چند بار با تربیت بدنی شهرستان ، استان و حتی کشوری در مورد کمبود امکاناتتان مکاتبه نموده اید؟؟ چند بار در نشریات و مجلات محلی و شهرستان در مورد این محدودیتها مقاله نوشته اید؟؟چند بار مدیران و مشاوران مدارس و عالمان دینی و اعضای شورا ، را به برگزاری جلسات توجیهی برای خانواده ها در این زمینه ها ترغیب نموده اید؟؟ و دهها سوال دیگر...
پس می شود با اعتماد به نفس و «اعتقاد به هدف» با توکل بر خدا - عملاً - شروع کرد .
چون نسل آینده نسل ماست ، نسلی که دیگراز این افکار خسته شده است،نسلی که اگرمطمئن شد هدفش مقدس است دیگر حرف بعضی ها ملاک رفتارش نیست، نسل جوان امروز ، و من و شما آینده را رقم خواهیم زد،
من از شما می پرسم چرا ما باید این گونه نا امید باشیم؟؟!!
چرا ما از هر راهی که می دانیم درست است وارد معرکه و میدان مبارزه نشویم ؟؟
از تمامی راه های ممکن: فرهنگ سازی در بین دوستان، فعالیت در مدارس، چاپ نشریات، برگزاری جلسات آموزش خانوداه، وبلاگ نویسی ،و....
مگر چه می شود ما بذر بکاریم ؟؟ ما شروع کننده باشیم.... وما بنیانگذار این فکر اساسی باشیم ....
حتماً روزی این بذرها و تلاشها توسط خودمان و یا نسل بعد درو خواهد شد. مطئمن باشید.

--------------------------------------------------------------------

سیبه ماندگار:

دوست عزيز خوري من. خوشبختانه زبان و فرهنگ مشترك آنقدر ما را به هم نزديك مي كند تا در خطاب به هم احساس غريبي نكنيم. باور بفرماييد كه بسياري از مسائل مورد نظر شما به حقيقت حرف همه مردم اين ديار مشترك مي باشد.

--------------------------------------------------------------------------

همشهری:

کاش دیگر جوانان شهرمان به جای حلافی درس می خواندند تا شهرمان آبادتر می شد...

-----------------------------------------------------------------------

احمد رضایی (فرزند محمد رضا):

تن مرده و جان نادان یکسیت.

------

علم در این دنیا جز پی بردن به نادانیها چیز دیگری نیست.

-----

تو را خواهند پرسید که عملت چیست؟

نگویند که پدرت کیست؟

گیرم که پدر تو بود فاضل ، از فضل پدر تو را چه حاصل؟

-----------------------------------------------------------------------

 

 

نوشته شده در 85/08/03ساعت 15 توسط شهرام صالحی| |

 

(*)(*)(*) اگر تمام شب را به خاطر از دست دادن خورشيد گريه کنيم .....(*)(*)(*)..... بدون شک لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهيم داد (*)(*)(*)
 

:اين صفحه را به دوستان خود ايميل کنيد
------------------------------------------------------------
نام دوستتان:
ايميل دوستتان
نام شما:
ايميل شما:

بازگشت به صفحه اصلي وبلاگ
يادداشتهاي يک خوري