تبليغاتX
يادداشتهای يک خوری - ازدواج تحمیلی ( تن و تن)
 
يادداشتهای يک خوری
 
 
...شاید برای آغاز با هم بودن باید نوشت، امتحان کنیم
 

ازدواج تن و تن ؟

به بیان عامیانه این نوع ازدواج این گونه معنی می شود: اینکه پسری دختری را از یک خانواده بگیرد به شرطی که برادرِ دختر ، خواهر طرف مقابل را ، به ازدواج باخویش در آورد.

 

این گونه وصلت ها معمولاً شامل این گونه اتفاق ها می شوند :

 

-         پسر از دختری خوشش می آید ولی به اصرار خانواده چون دختر برادر دارد، در خواستگاری این شرط را قرار می دهند که باید برادرش خواهر او را بگیرد(عملاً یک نمونه تحمیل یک دختر به یک پسر) که ممکن است پسر، دختر تحمیل شده را بپسندد یا هم مجبور شود که بپسندد.

 

-         پسر از دختری خوشش می آید که برادری در شُرف ازدواج ندارد ، ولی چون خواهران دم بختی دارد به اصرار خانواده مجبور می شود از انتخاب خود صرف نظر کند و در پی دختری دیگرباشد که با شرایط خانواده سازگار گردد. (تحمیل یک شرایط محدود به یک جوان)

 

 

-         یا هم در شرایط خیلی ایده آل که کمتر اتفاق می افتد هر دو طرفین به خاطر دوستی یا آشنایی یا به خاطر قول و قرار های گذشته بین پدر و مادر هایشان (در بعضی موارد از کودکی) به گونه ای تربیت می شوند که  کاملاً به این گونه وصلت ها راضی می گردند.

 

در کلیه این موارد که به ازدواج می انجامد یک نکته قابل توجه است ، آن هم ایثار و گذشت یکی از طرفین به خاطر خواهر یا برادر خود . که یک جوان ِآزاد ، به خاطر مصالح خانواده حاضر است تمامی خواهش های درون خود را در دل مدفون کند تا شاید از این طریق وفا و مردانگی خود را به خانواده اش ثابت نماید.

 

و داریم مواردی که دختری گرچه تمامی شرایط برای رفتنش به خانه بخت آماده می شود ولی به خاطر علاقه شدید به برادرش ، حاضر نمی شود برادرش را در این گونه مخمصه هایی قرار دهد. و به قول معروف می گوید حاضرم در خونه بمونم ولی برادرم را مجبور به این کار نکنم.

 

این گونه ازدواج ها ماجراهای دیگری هم دارند که بیان آنها را می گذاریم به عهده خودتان. تا مطلب طولانی نشود.

 

از موارد مثبت این گونه ازدواج ها :

 

-         صمیمیت و وابستگی بیش از حد دو خانواده به هم

 

-         نزدیکی و به قولی ، قوم شدن مضاعف بچه های این پدر و مادر ها

 

-         آشنا بودن به روحیات و توانایی ها و اخلاقیات همدیگر

 

-         سر وسامان گرفتن دخترانی که شاید دیگر ازدواجشان دیر شده باشد.

 

-         رفع دل مشغولی ها و استرس های خانواده ها با سامان گرفتن فرزندانشان (بخصوص دخترشان)

 

 

از موارد منفی این گونه ازدواج ها:

 

-         تحت تأثیر قرار گرفتن یک خانواده از خانواده دیگر (مثلاً اگر احیاناً دعوایی صورت بگیرد خواه ناخواه برادر و خواهر آنها که هم اکنون با هم ازدواج کرده اند و خانواده ای مستقل تشکیل داده اند نیز ،درگیر این گونه مسائل می شوند)

 

-         تهدید کردن یک خانواده ، خانواده دیگر را ( مثلاً اگر خدایی ناکرده به خاطر عدم تفاهم بین یکی از این خانواده ها مشکلی پیش بیاید و گاهی حرفی از واژه سنگین طلاق زده شود متأسفانه دیده شده است که خانواده ها با تهدید طرف درگیر ، به مقابله به مثل ، برای دو جوان مستقل ، مشکلات عدیده ای فراهم می آورند، که نهایتاً ممکن است پیامدهای ناگواری داشته باشد)

 

 

-         چشم هم چشمی های بی مورد به خاطر نزدیکی و رابطه بیش از حد طرفین با هم ، که گاهاً به ایجاد مشکلات مالی و عاطفی بین یکی از زوجین می انجامد.

 

-         راضی نبودن یا بهتر بگویم عاشق نبودن یکی از طرفین . یعنی مجبور شدن به تظاهر عشق و علاقه به خاطر رضایت خانواده به کسی که در واقع به او تحمیل شده است.

 

 

-         و در موارد شدید تر عقده ای شدن یکی از اعضای درگیر در این ماجرا ، که بعداً ممکن است بقیه را هم تحت تأثیر خودش قرار دهد.

 

-         حتی شده است که پسری دختری مناسب را انتخاب می کند اما برادرش آدم نیک رفتار و خوبی نیست ، و در واقع با این کار ِخانواده اش ،خواهرش را نصیب کسی نموده است که لیاقت او را ندارد.

 

 

-         جلوه بد اجتماعی این گونه ازدواج ها (طعنه های مردم) که گر چه نباید به ساز مردم رقصید ولی هرآن ممکن است دو جوان تحت تأثیر این گونه حرفها زندگی شان به سردی بگراید.

 

-         رعایت نشدن عدالت در این گونه موارد.

 

-         و....

 

 

 

شاید یکی از راه حل ها این باشد که سعی کنیم این رسم را به تدریج کم رنگ و  کم رنگ تر کنیم ، و خانواده ها را توجیه نماییم که می توان برای به خانه بخت فرستادن بچه ها صبر و تحمل کرد ،

 واین را ملکه ذهن حود قرار دهیم ، که اگر دخترمان در خانه بماند ، بهتر است از این که ، او را دچار بد بختی و گرفتاری کنیم .... و اگر همیشه به آینده امیدوار باشیم ،حتماً زندگیمان بهتر خواهد شد.

 

 

به قول پیامبر رحمت و مهر:

 

« امید و آرزو » رحمتی است برای پیروان من ،

اگر امید نمی بود ، هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی داد

و باغبانی درختی نمی نشاند.

 

 

 

 

نظرات دوستان در رابطه با موضوع " ازدواج تحمیلی " :

 

ابوبکر:

می خوستم بگم این ازدواج تن به تن حرام است ، زیرا شرطش درست نیست ...یعنی به این شرطها!!!...

ولی [مثلاً] آخرش می گویند که اگر پسرتو دخترم را طلاق داد من نیز چنین کاری می کنم !!!

نباید "تن به تن" را روی کار آورد.

[ممکن است] اون پسر (دختر) دیگری را می خواسته اما به دلیل خواهرش[برادرش] قید آن را زده ...

ناگفته نماند که چنین ازدواجی خیری ندارد.
هر چه تقدیر است پیش می آید.

----------------------------------------------------------

شهرام:
"ابوبکر" اینکه فرمودین- حرام است - فکر کنم جای بحث دارد... چون نمیشه همینجوری حکم حلال و حرام داد.... آخه باید دلایل آنقدر محکم و کافی باشند، و شرایط به طور کامل توضیح داده شود که بتوان در مورد موضوعی حکم شرعی داد.
--------
در ضمن در این بحث فقط جنبه های اجتماعی این پدیده مورد بررسی قرار گرفته بود، نه شرعی....
چون اصلاَ خودمان را در حدی نمیدانیم که بخواهیم در این مورد قضاوت شرعی کنیم... زیرا معتقدیم کار شرع ، نیز مانند دیگر حرفه ها نیاز به تخصص و انسان با منطق و با سواد دارد...

-----------------------------------------------------------------------

الهه:

به نظر من در خور ازدواج تن به تن ازروی اجبار است چون بیشتر البته پسرها دوست ندارن با دختری که خا نواده اش براش در نظر گرفتن عروسی کنه ولی به خاطر خواهرش و........ مجبوره که رضایت بده واین ظلم بزرگی هستش که در حق اون پسره بیچاره میشه...

-----------------------------------------------------------------------

شهرام:

متاسفانه این ظلمی که به اون اشاره کردین در حق طرفین هست و با مشکلاتی که تا به حال در مورد این گونه ازدواج ها اتفاق افتاده و همه شاهد آن بوده ایم ،...
این ظلم و پایمال شدن حق حتی به خانواده ها و قوم خویش نیز سرایت می کند ...
آن هم به خاطر کم طاقتی و ناامیدی و البته دهها دلیل دیگر...

 

-------------------------------------------------------------

آس و پاس:

در عصر جاهلیت عرب ها دختراشون رو زنده به گور می کردن ولی تو خور در عصر تکنلوژی مردم این بلا را سر پسراشون میارن...

 خداییش مسخره است...

---------------------------------------------------------------

ابراهیم افتخار:

در ابتدا باید یک این را پذیرفت که پایداری خانواده ها در خور بسیار بالا است. با اطمینان می توانم بگویم که درصد طلاق در شهر مان پایینترین میزان را دارد و همه اینها به دلیل اشنایی خانواده ها نسبت بهمدیگر و نزدیکی فرهنگی است . اما مقوله ازدواج تن به تن که در سالهای اخیر نسبتا رایج شده است امر پسندیده ه ای نیست . لذا از پدران و بخصوص مادران عزیز خواهشمندیم نسبت به این مسئله بسیار مهم و حیاتی کمی روشن بینانه تر برخورد کنند . کمتر فرزندان خود راتحت فشار قرار دهند تا انها خود به انتخاب بپردازند ودر این راستا فرزندان را از راهنماییهای خود بی بهره نگردانند.

---------------------------------------------------------------------

گل رز:

من هم با شما کاملا موافقم مگه این آدما چقدر می خوان تو این دنیا بمونن که بخاطرش دست به هر کاری میزنن آخه یکی نیست که بهشون بگه این دنیا اینقدر کوچیکه که تا چشم به هم بزنی تموم شده رفته و تو هیچکاری برای آخرت نکردی
متاسفانه همه ما آخرت رو فراموش کردیم و دو دستی دنیا رو چسبیدیم...واقعا برای هممون متاسفم...(البته بعضی ها)

---------------------------------------------------------------------------

افسون:

به نظر من توشهرما دربیشتر مواقع ازدواجها اجباری بوده چون مادرها توقع دارن دختر برادر یا خواهرشونو ببندن به ریش پسرشون یاپدرها دوست دارندخواهروبرادرزاده شون عروسشون باشه ویا بالعکس خانواده دختر توقع دارن پسره بیاد دخترشونو بگیره...وهیچ گاه از دوجوون نمیپرسن به هم علاقه دارن یانه؟؟میبرند ومیدوزند...خب الان هم تن به تن شبیه این قضیه است با این تفاوت که به جای دوتاجوون چهارتاجوون راهی خونه بخت میشن ولی بازهم با آینده ای نامعلوم

---------------------------------------------------------------------------

 

 

 

 |+| نوشته شده در  85/07/13ساعت 18  توسط شهرام صالحی  | 
 
  بالا